یادداشت روز2
برانگیختن ذوق عربی در سیستم ادبی حوزه علمیه
از بزرگترین عوامل فهم صحیح زبان فصیح برانگیخته شدن ذوق بدان زبان است. به فرموده مرحوم دهخدا تا زبان عربی را خوب فرا نگیریم در فهم زبان مادری نیز عاجز خواهیم بود[1] به همین علت بود که خود ایشان بدون تردید لغت عرب را از بسیاری از لغت شناسان عرب زبان بهتر فهمیده بود.
گسترده سازی گنجینه لغت های عربی از محور های اصلی در یادگیری این زبان است و هیچ عاملی مانند شعر نمی تواند حافظه لغوی را گسترده سازد.
از فواید دیگر شعر خوانی و شعر فهمی ، فهم ظرافت ها و لطافت های زبان عربی است و میزانی برای تشخیص زبان فصیح از غیر آن است. أما متاسفانه در دوره آموزش ادبی عربی در حوزه علمیه جایی برای شعر خوانی و برانگیختن ذوق عربی نیست.
اشعار الفیه ابن مالک نیز صحیح خوانده نمی شود تا شعر خوانی صحیح به دانش پژوه منتقل شود و زمینه خوبی برای برانگیختن طبع است.
روزی یکی از دانش پژوهان که انسی با ادبیات فارسی داشت مرا دید و عاشقانه خواند:
لذت ببر این مثل شعر ها چیست که می خوانیم و شاکیانه خواند:
« وَ بَلدَة لیس لها انیس، الا الیعافیر و الا العیس»
به او حق دادم زیرا که هیچگاه زمینه ای بر شکوفا شدن طبع او به سوی اشعار ادبی فراهم نشده بود و شاهد مثال های ادبی هرچند فصیح اند اما برای تامین این هدف با مشکلی جدی مواجه است و آن جاذبه نداشتن و در پاره ای از موارد دافعه داشتن این دسته از اشعار است از این رو دانش پژوه فارس زبان در جذبه آن دسته از اشعار قرار نمی گیرد.
در کنار این مشکلات انتخاب اشعار فصیح در تهذیب مغنی اللبیب (مغنی الادیب) اقدام مفیدی است که می تواند آغازی برای جبران این خلأ نمود البته نه از پایه سوم باید از همان پایه یکم شروع به انس با اشعار و متون فصیح کرد.
چندی پیش دکتر مهدی محقق در بزرگداشت دکتر مهدوی دامغانی فرمودند: استاد مهدوی دامغانی علاقه بسیاری به شعر عرب داشت و وقتی وارد مدرسه دارالفنون میشد با صدای بلند شعر عربی از معلقات را زمزمه میکرد. در آن زمان ما مرحوم بدیعالزمانی کردستانی را نیز کشف کردیم که این آدم بزرگ دفترنویس پادگان کرمانشاه بوده است و سپس کسی با این فرد آشنا شده و او را دبیر دبیرستانها کرده بود.دیوان بُحْتُری را نزد او خواندیم و شرح حال مستوفایی درباره او نوشته ام.
این شعر خوانی عربی با صدای بلند برای ما مطلوب است،
بزرگان ما خود در ردیف شاعران عرب سرا قرار می گرفتند و فخر ادب در زمان معاصر ما جناب علامه حسن زاده آملی از شعرای فارس زبان عرب سرا است که با سرودن قصيده تائيه ينبوع الحيوة بر امکان این مهم مهر تاییدی دگر باره زد. قصيده تائيه ينبوع الحيوة كه مشتمل بر 425 بيت به سبك تائيه ابن فارض است، قصيده اى است پر مغز كه در باره اصولى از اصول عقايد اسلامى و پاره اى از مطالب عرفانى و برخى از نكات اخلاقى توسط حضرت استاد دام ظله به زبان عربى سروده شده است.
مطلع قصيده از اين قرار است:
بدأت بسم الله عين الحقيقة |
نطقت به فى نشئة بعد نشئة |
آیت الله خسروشاهی از علامه طباطبائی نقل می کردند که: کتابهای معقول را خواندم ولی وقتی خدمت سید علی آقا قاضی رسیدم فهمیدم که یک کلمه هم نفهمیدم!مرحوم قاضی در لغت عرب بی نظیر بود، گویند: چهل هزار لغت از حفظ داشت. و شعر عربی را چنان می سرود که اعراب تشخیص نمی دادند سراینده این شعر عجمی(غیر عرب) است. روزی در بین مذاکرات، مرحوم آیت الله حاج شیخ عبدالله مامقانی(ره) به ایشان می گوید: من آن قدر در لغت و شعر عرب تسلط دارم که اگر شخص غیر عرب، شعری عربی بسراید من می فهمم که سراینده عجم است، اگرچه آن شعر در اعلی درجه از فصاحت و بلاغت باشد. مرحوم قاضی یکی از قصائد عربی را که سراینده اش عرب بود شروع به خواندن می کند و در بین آن قصیده، از خود چند شعر بالبداهه اضافه می کند و سپس به ایشان می گوید: کدام یک از اینها را غیر عرب سروده است؟ و ایشان نتوانستند تشخیص دهند.
[1] . نقل به مضمون از صوت مرحوم دهخدا