لزوم تغییر در آموزش ادبیات عرب در حوزه
پیش از این دربارهی کتب درسی حوزه و لزوم تغییر آن گفته شد. اینک از تغییر کتب درسی گام را فراتر مینهیم و نگاهی به آموزش ادبیات عرب در حوزه میاندازیم. البته بدون شک یکی از مهمترین بخش آموزش کتب درسی است و در تلاش به رشد آموزش باید کتب درسی هم رشد کنند.
ادبیات عرب در سه سال نخست ورود طلبه به حوزه آموزش داده میشود. صرف و نحو و معانی و بیان محور دروس ادبیات هستند. در سالهای اخیر تمرین تجزیه و ترکیب نیز به این دروس اضافه شده است. در صرف کتاب صرف ساده و در نحو کتب هدایه و صمدیه و سیوطی و مغنی الادیب و در معانی بیان کتاب جواهر البلاغه و در برخی مدارس مختصر المعانی تدریس میشود. همهی این کتب از اول تا آخر در طی سه سال تدریس میشود. این متون طی شش سال در دورهی کارشناسی و کارشناسی ارشد رشته زبان و ادبیات عرب در دانشگاهها تدریس میشود.
شیوهی آموزش ادبیات و دیگر دروس در حوزه منحصر در تدریس استاد و مباحثهی طلاب است. از پژوهش و تحقیق و نگارش مقاله متأسفانه خبری نیست. طلاب فقط سر درس متن کتاب را از استاد یاد میگیرند و در مباحثات خود آن را گفتوگو میکنند. اما هیچگاه از طرف اساتید به تحقیق تشویق نمیشوند. دوری طلاب از پژوهش و نوشتن و تحقیق، از بزرگترین مشکلات نظام آموزشی حوزه است. عدم آشنائی با نظرات دیگر صاحب نظران در عرصهی ادبیات و دوری از نقد نظرات متون درسی از مضرات فاصله گرفتن از پژوهش است. ضمن اینکه خود پژوهش به خودی خود موجب بالندگی و پرورش ذهن و تولید نظرات نو است.
اشکال دیگر نظام آموزشی ادبیات، دوری از متون ادبی عرب است. شعر و نثر عرب بررسی نمیشود. شاید اشکال شود که ادبیات خوانی در حوزه ابزاری برای اجتهاد است و نیازی به بررسی شعر عرب نیست. این تصور نادرست است، زیرا صرف آشنایی با قواعد صرف و نحو برای فهم متون روایات کافی نیست. همانطور که برای یک غیر فارس آشنائی با دستور زبان فارسی برای فهم کامل متون فارسی کافی نیست. لسان روایات فصیح و بلیغ است و سرشار از استعارات و کنایات است و فهم اینها جز با آشنائی با عرف ادبیاتی عرب ممکن نیست و برای این مهم آشنائی با متون شعر و نثر عرب لازم و راهگشاست.
از دیگر خلأهای آموزش ادبیات، نپرداختن به لغت است. اگرچه با سر و کار داشتن مداوم طلاب با متون عربی درسی و انس با آن این متون را به راحتی درک میکنند، اما این متون از دایرهای محدود از لغات برخوردارند. ونیز بسیاری از این لغات در معانی اصطلاحی و مختص به آن علم استعمال میشود و گاهی این معانی از معانی اصلی آن به دور است.
متون درسی حوزه، چه ادبیات و چه غیر آن همه متون قدیمیاند و با عربی جدید و نو فاصله دارند. حتی کتب جدیدی که به عنوان متون درسی جایگزین کتب قدیم شدهاند، با نگارش عربی قدیم نوشته شده است. از جمله میتوان به کتاب الموجز اشاره کرد. از این رو طلاب نمیتوانند استفادهی کاملی از متون جدید ببرند و با متون جدید مانند کتب شهید صدر مشکل دارند و در فهم آن به مانع برمیخورند. برای حل این معضل میتوان جایگاهی برای متون عرب در نظر گرفت و هم به متون قدیم مانند شعر جاهلی و نثر قدیم و هم نثر جدید پرداخت.
آموزش مکالمهی عربی از ضروریات حوزهی علمیه است. این آموزش علاوه بر آشنایی با تکلم زبان عربی موجب آشنایی با فرهنگ ادبیاتی عرب و نیز متون جدید و بهرهگیری از آن میشود. در برخی از مدارس این دوره برگزار میگردد و هماینک مرکز آموزشهای زبان حوزه به امر آموزش مکالمهی عربی میپردازد.
با توجه به پرداختن تخصصی به علم نحو در حوزه و تعلیم کتب مغنی و سیوطی جای اصول نحو خالی است. اصول نحوعلمی است مانند اصول فقه، که شیوهی استنباط و مبانی و مبادی استنباط احکام نحوی را بیان میکند.مهمترین کتاب اصول نحو الاقتراح سیوطی است. این کتاب در کنار کتب تخصصی نحو در اجتهادات نحوی لازم است.
اما مهمترین اشکال آموزش ادبیات در حوزه، نامتناسب بودن این آموزش با نیازهای حوزه و آرمانها و اهداف آن است. نظام حوزه فقه محور است و متون درسی آن سراسر تمهیدی برای اجتهاد است. اما واقعیت این است که نیاز حوزه به مجتهد بسیار کمتر نیاز به مبلغ است. رسالت نخست حوزه تبلیغ دین است و شعار اصلی حوزه آیهی نفر است. متون ادبیات و دیگر متون درسی بر پایهی اجتهاد است. اما یک مبلّغ دینی نیازی به مباحث سیوطی و مغنی ندارد و کتب هدایه و صمدیه برای وی کافی است. البته این اشکال صرفاً به متون ادبیات برنمیگردد و بر متون فقه و اصول نیز وارد است. این بدین معناست که وقت بسیاری از طلاب که به تبلیغ روی میآورند در ادبیات تخصصی هدر میرود. پیشنهاد برای رفع این مشکل جداسازی ابتدائی طلاب مبلغ و طلاب دیگر رشتههاست و آنگاه با توجه به نیازهای رشتهها دروس را در حد نیاز تدریس کنند. در این صورت طلاب مبلغ نیازی به تعلیم ادبیات تخصصی ندارند و طلابی که به اجتهاد رو میآورند باید بیش از آنچه که اینک هست تعلیم ببینند.