یکی از مثالهای معروف و رایج در سر زبانها این مثل است{هر را از بر تشخیص نمی دهد}این مثل را بسیار استفاده می کنیم در مورد اشخاصی که بیسواد و نادان هستند.
اما اصل این مثل چیست و به چه معنا می باشد؟
برای یافتن پاسخ این سوال به محضر استاد بزرگوار علامه حسن حسن زاده آملی می رویم ایشان در هزار و یک کلمه در این مورد می گویند:
مثلى معروف بر سر زبانها دایر است که «هرّ را از برّ تمیز نمىدهد» یا «فرق میان هر و بر را نمىگذارد». شخصى مدّعى فضل مىگفت: «هرّ را از نرّ تمییز نمىدهد» که «برّ» با با را «نرّ» با نون مىگفت، و چون به ریشه مثل آگاهى نداشت بر این گمان بود که هرّ و نرّ ناظر به بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ است.
این مثل از امثال تازى است؛ در شرح ابو منصور موهوب بن احمد جوالیقى بر ادب الکاتب ابن قتیبه آمده است:
و قولهم: «ما یعرف هرّا من برّ» قال الفرّاء: الهر العقوق و البر اللطف. و المعنى لا یعرف برّا من عقوق. و قال خلد بن کلثوم: الهر السنور و البر الجرذ. و قال ابن الأعرابی:
ما یعرف هارا من بار لو کتبت له. و قال أبو عبیدة: ما یعرف الهرهرة من البربرة، و الهرهرة صوت الضأن و البربرة صوت المعز». (ط مصر، ص 153).
ادب الکاتب یاد شده یکى از چهار کتاب ارکان ادبى عربى است، سه دیگر:
کامل مبرد، و بیان و تبیین جاحظ، و امالى قالى است.
ابن خلدون در مقدمه تاریخ پیرامون موضوع «علم الأدب» گوید:
و سمعنا من شیوخنا فی مجالس التعلیم أنّ اصول هذا الفنّ و أرکانه أربعة دواوین، و هی: أدب الکاتب لابن قتیبة، و کتاب الکامل للمبرّد، و کتاب البیان و التبیین للجاحظ، و کتاب النوادر لأبی القالی البغدادی؛ و ما سوى هذه الأربعة فتبع لها و فروع عنها. (ط مصر، ص 553). تبصره: در مقدمه یاد شده به جاى أدب الکاتب، أدب الکتّاب آمده است و لکن ادب الکتّاب از محمد بن یحیى صولى (متوفى 335 ه) است نه از ابن قتیبه، و این غلط از طبع و نشر است نه از ابن خلدون