کتاب زیبایی شناسی آیات قرآن

اثر سید حسین سیدی کوشش می کند

 با رویکردی زیباشناسانه و با توجه به مفاهیم زیباشناختی و مولفه های نقد جدید، زیبایی متن قرآنی را بکاود.

و ضمن طرح  دیدگاه های فیلسوفان غربی و اندیشمندان مسلمان در مفهوم زیبایی و زیباشناسی و زبان قرآن، به مباحث اصلی ای همچون: بررسی و بیان جنبه های زیباشناختی متن قرانی به همراه نمونه ها  و شواهد تشکیل دهندهٔ زیبایی آن، از جمله زیبایی شناسی واژه ها، جایگاه واژه ها در متن، بافت، تصویر، کارکرد تصویر، موسیقی و مؤلفه های بلاغی همچون مجاز، استعاره، تشبیه، فاصله و کارکرد آن در قرآن و مقایسه قرآن با شعر عرب بپردازد.
کتاب زیبایی شناسی آیات قرآن، در سه بخش تدوین شده و هر بخش به فصل هایی تقسیم گشته است.
 
یادآور می شود، کتاب «زیبایی شناسی آیات قرآن» در 480 صفحه با تیراژ 1400 نسخه و قیمت 7500 تومان به همت گروه پژوهشی ادبیات و هنر اسلامی دفتر تبلیغات اسلامی خراسان تهیه و توسط اداره نشر پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی منتشر شده است.
برای تهیه کتاب به کتابفروشی ادیب فقه جواهری مراجعه بفرمایید: @ketabeadib

 

گذری بر زیبایی شناسی آیات قرآن

عباس جباری مقدم

این اثر پرداختی است به مؤلفه های زیبا شناختی آیات قرآن کریم؛ مؤلفه هایی که لفظ و معنا را چینشی پرانسجام بخشیده اند و برآمد چنین انسجامی است که شیوه های بیانی و بدیعی جلوهای هرچه استوارتر یافته اند؛ در نتیجه قرآن زیبا وچشم نواز و نشاط بخش ذهنهاست؛ به حدی که عرب معاصر نزول این متن مقدس - با همهٔ فهم ادبی اش - قرآن را بزرگ داشت و در برابر بی مانندی آن تعظیم کرد. معرفی این اثر بر سه بخش وهر بخش بر چندین فصل بنیاد دارد. «کلیات ، عنوان بخش اول است که از پنج فصل تشکیل یافته است:

و ارسطو را نخسنین متفکرانی میداند که به بحث درباره زیبایی پرداخته اند؛ با این تفاوت که افلاطون به کارکردهای اجتماعی هنر توجه کرده و ارسطو به کارکردهای فردی، فلوطین دیگر منفکری است. که دربارهٔ هنر اندیشیده و به پیوند زیبایی و خیر اذعان داشته، به این قائل بوده است که زیبایی را روح درک میکند و حواس تنها بازتاب آن را درمی یابند؛ تحت تأثیر اندیشه های وی بود که امثال سنت آگوستین باور داشتند منشا زیبایی خداوند است. طرح اندیشه های این چنینی در حوزهٔ هنر و زیباییشناسی، موجب رواج بحث هنر دیئی و خاستگاه دینی هنر شد. بعدها هگل و کانت در حوزه مباحث
اخلاقی و فلسفی زیبایی شناسی را مطرح کردند.
نویسنده پس از این بحث و فحص میگوید: هنر در تمام حوزه ها بازتاب یک حقیقت دینی است ودرپی، به «مبانی هنر و زیباییشناسی» میپردازد. او در ادامه به مناسبیت سخن از فرم و محتوا از رورویکرد ساختاگرایان و مضمون گرایان یاد می کند و در آخر یادآور می شود هنر باید کارکرد شناختی - معرفتی داشته باشد و تنها حس زیباییشناسی
آدمی را تحریک تکند.
فصل دوم: مؤلف پس از درآمدی کوتاه دربارهٔ ماهیت وغایت هنر و دین از ناهمانندی ها و همانندی های این دو سخن به میان می آورد و در پی عنوان «قرآن وزیبایی» میگوید متعلق زیبایی در قرآن دو چیز است: زیباییهای محسوس وزیباییهای معقول . در ادامه زیبایی را از دیدگاه متفکران مسلمان برمی رسد و به اقتضا نظرگاه غزالی را دربارهٔ زیبایی را پی میجوید و بیان می دارد که نظر غزالی به زیبایی امور محسوس محدود نمی شود. در آخر دیدگاه مولوی را در این باره می آورد.
فصل سوم: مباحث زیباشناسی آیات در دو حوزه معنا ولفظ مطرح میشود که به خود، بحث تاریخمندی قرآن را پیش میآورد، زیرا فهم زیباییهای لفظی و معنوی، بدون درک و شناخت عناصر و اجزا و زمینه ها امکان پذیر نیست. نویسنده میگوید قرآن طی ۲۳ سال بر پیامبر نازل شده و به همین دلیل پیوندی استوار با حوادث زمان پیامبر(ص) دارد و از همین روست که از روشهای فهم قرآن توجه به مباحث شأن نزول و سبب نزول است و به همین مناسبت ازمکی و
مدتی بودن سوره های قرآنی و معیارهای این سوره ها سخن می راند.

پیوستگی و نظم فرآن ازدیگر مباح ٹایین فصل است۔ لویندہ بیان میکند در یک نگاه سریع نوعی بی نظمی و بی ارتباطی میان مطالب قرآن وجود دارد، اما تثبیت و درنگ پیوستگی شگفتانگیز آن را نشان می دهد؛ البته این نظم فقط در سطح واژگان و سبک واسلوب آن نیست، بلکه در معانی آیات نیز به چالم میآید. در آخر آیاتی را مثال
میزید که در ظاهر پراکنده ودر واقع مکمل یکدیگر سد۔
فصل چهارم: فر آن کریم در ساختار و مدلول واژگان عربی تغییر و تحول بسیار ایجاد کرده است. این تعبیر که زبان فر آن را از ادیات جاهلی متمایز میسازد، موجب زیبایی آن شده است. این تغییر را در واژگانی چون تسبیح، عيادات معقرت ، زكاته، حج و... میتوان مشاهده کرد. فصل پنجم:فران کریم یک متن است وا درک مراد آن الزامانی را از خوانده میطلبد» و برای فهم آن همانند هرمشی باید به پیشی فرصی هایی باید توجه کرد:
ܒܪܝ ܧܝܚܐ يې په لاس ا رت نيسي مشې قابل تفسير استاد ملې است به منزلفه های زیباتلاخی ڈوبطون است، خداوید آزائوال آن آبات قرآن کیها: سولفه هایی که هدف دارد و به زبان عقلاباما سخن
لفظ و معلاالاچیالتی بیانسجام گفته و شایع برای بیان مقاصد خود
از القاق و جملات معادار استفاده کرده و ... بعد نویسنده یه نقلی یافت در فهم قرآن اشاره میکند و برای تبیین بحث همواردی را نمونه میآورد که با فراگرفتن در متن معنای حقیقیشان را می نماید؛ مثلا فرحین در آیه «ان الله لا بحب الفر حین» به معنای شادی نیست، بلکه به معنای تکبر است و این از
یافت یا میآید.
اسیک فرآن، از عنوان های این فصل است که ادعان شده دربارهٔ آن به راحتی نمیتوان سخن گفت؛ با این حال فرآنپژوهان در فهم سبک فرآن این رویکردها را داشتهاند: ذوقی، زبانی، هنری و عقلی، زبان فرآن» عنوان دیگر این فصل است و به اقتضا دربارهٔ زبان فرمی و عرفی و زبان دین و نظریه غیر شناختی بودن زبان بحث کرده است. عنوان معناشناسی در زمانی واژگان قرآنی» هم به این نکته نظر دارد که بسیاری از واژگان فرآی، مدلول حسی داشته اند، اما یه مرور زمان مدلول تجریدی پیدا کردهاند؛ از جمله: تقوا، توابی، صلوة، رحمان وحی و.......
«شناخت قرآن، عنوان بخش دوم است و ازدو فصل نشگل یافته است: فصل اول: این فصل از غربی بودن زبان قرآن و واحه اعجاز آن درلفظ و معناصحن به میان آورده است و به شبهه هایی گوشزد کرد، که اعجاز قرآن را لمی پذیرند و صفحاتی را به جواب این شبهه ها اختصاصی داده استا در ضمن دربارهٔ تفاوت فرآن یا دیگر معجزات و پیشبیه های
بخشیدهاند.
_
پژوهشی های اعجاز ادبی به تفحصی پرداخته است.
فصل دوم: علاقه مسلمانان به دین و قرآن سبب شدیه جمع کرد واژگان شعری دست زیسدنا عقلانی نرفر آن را تفسیر نماید! به عبارتی یا نزول قرآن جنبش نقد ادبی عرب پایهگذاری شد. مهمترین مسئله برای ناقدان عرب در بررسی متن قرآن مسئله اعجاز بود؛ از مجموع آرای آنان این رویکردها را میتوان برشمرد: ۱. برخی اعجاز را به فصاحت تفظ قرآن برمیگرداند. ۲- برخی به صرفه اعتقاد دارد. ۳- برخی به اعتبار اخبار غیبی و خبر از آینده میدانند.
- --.
نویسنده در آخر این فصل دیدگاه این افراد را برمی رسد: خطابی، برماسی، با فلانی، قاضی عبدالحیار معتزلی، عبدالقاهر جرجانی، یحیی بن حمزہ علوی، فحریلزی، زمحشری۔ این ائیر، سید قطب، احصا۔ ایدوی، طالقانی، بازرگان، معرفت. «زیباییشناسی آیات فرآن» عنوان بخش سوم است که از هفت فصل سامان یافته است: فصل اول: مؤلفه های زیبایی شناختی در سه حوزه لقق و سعداو پیوستگی آیات مطرح میشود. نویسنده در پی طرح مؤلفه های زیبایی شد.احتی به بحث و تقر درباره موسیقی میپردازد و به شناسی از سمفونی های فر آن و کارکرد موسیقایی فاصله ها وموسیقی در سوره هایی از حزه سیام فرآن و موسیقی درویی و بیرونی در قرآن سخن میداند. فصل دوم: فاصله در شکلگیری موسیقی آیات نقش بسزایی دارد و آن کلمهٔ آحر آبه مثل فافیهٔ شعر یا قریهٔ سجع است. به گفته نویسنده فاصله نه فقط کارکردی موسیقایی دارد، بلکه به تغییراتی منجر می شود و برخی ترکیب ها را از حالت عادی خارج میسازد؛ ازجمله تقدیم و تاخیر، افزایشی حرفی برای رعایت فاصله و حذف حروف عله بعد از جنبههای زیاشناختی فاصله سخن به میان میآید.
فصل سوم = نویسنده پس از پرداخلی کوتاه به جنبهٔ زیبا شما حتی تکرار نشاسی لفظ و معنا نادرسه حوزه تناسبی آوایی به معنایی، گریلی دقیق واژگان و معنای تصویری بررسی میکند. در حوزه نشاسب آوایی معنایی آمده است؛ واژگان بدهیه موضوع وسعتا تقسیم می شوند؛
واژگان بزم وشادی با واژگان جنگ و ستیزه متقاوت است. وی بحث را یا انواع دلالت (آوایی، اجتماعی، روائی و حاشیهای) و اختلاف حرکت و اختلاف معلا و گسترشی در ساختار و گسترش معنا پی میگیرد. اگزیش دقیق واژگان، حوزه دیگر است؛ مخاطب میخواند واژگان قرآنی چنان چیلی یافتهاند که نه فقط ناسی لفظی و معنوی در آن رعایت شده، بلکه امکان تعبیر واژهای در یافت و ساختار وجود ندارد.
وذیل ارفع یک شبهها یا این عنوان هارویاروی می شود؛ مقهوم زاید بودن حرفها، علت اعتقاد به زاید بودن حرفا = نقشی زیبایی شناختی حروف زاید، کارکرد سبکی مضمونی حروف در برخی از آیات، کارکرد حرف از جهت ذکر و حذفت. حوزه دیگر به معنای تصویری ، است؛ آنچه
مد نظر است، معنایی است که در آیات به تصویر کشیده شدهاند.
فصل چهارم = این فصل با تعریفی از استاد شفیعی کدکنی دربارة تصویر شروع میشود و پس از بیان اصول تصویرگرایان میگوید: لافدان کلاسیک عرب در بررسی زیباییهای فر آن به مستله تصویر هم پرداختند. بعد با عنوان هایی چون تصویر در فرآن، مؤلقه های تصویر هنری در فر آن، تصویر و بافت، تصویر تابلو، تصاویر تقابلی بحث را
بط میدهد.
فصل پنجم؛ التقات، یعنی آنتقال کلام از حاصریه غایب، از غایب به حاضر و از ماضی به مستقبال وآزمستقبال به ماضی. در حقیقت، صفت التقات نوعی ویژگی سبک شناختی است که گوید، در کلام به آن روی می آورد. این فصل بحث و فحصی دربارهٔ التفات در قرآن ذیل این عنوان هاست: انواع وحالات الثقات، کارکرد القات، جنيه سبک شاخهای لنفات، حوزه های القات در قرآن، الفات در حوزهٔ
واژگان، انواع معنا، انحراف در ساختار نحوی.
فصل ششم = نوید + درآئےن فصل بہ مجازدوااستعارہ وتلبیہوکسایہ در قرآن میپردازد و نقش هریک را در بیان قرآنی گوشزد میکند.
فصل هفتم: قرآن کریم که لفظ وسعتبارا در کنار هم قرارداده، دارای فنون بدیعی بسیار است؛ طباق، توریه، مشاکله، جناسی، نویسنده در پایان این فصل، برخی آیات را (ازجمله آیه ۲۶ و ۲۷ سوره بقره» از جلیه های زیبا شناختی یا رسیده است.
تقد و فنی خواننده این کتاب را ورق می زیاد، مطالبی یه ذهنشی خطور میکند که میتواند انتقادی به این اثر باشد: ۱- نویسنده در صفحه ۱۸ میگوید: «رویکرد این پژوهشی رویکردی زیباییشناسانه است که میکوشد یا توجه به مفاهیم از با شناختی و مؤلفه های قد جدید، زیبایی های متن قرآنی را بکاود. سؤال پیشی میآید که مفاهیم زیبا شناختی و مؤلقه های نقد جدید کدام است و کدام فصل و بحثللی با توجه به این مفاهیم و مؤلفه ها به واکاوی زیبایی های متن فرآی احتصاصی دارد. البته در فصل اول بخش سوم از موسیقی درویی ویروبی قرآن سخن رفته که می توان سابقهٔ بحث را در موسیقی شعرا شفیعی کدکی مراغ گرفت. نویسنده یک فصل یا بخشی رایاید به این مقاهیم و مؤلقه ها مخالصی میساخت و بعد میگفت یا توجه به این مفهوم فلان آیه و سوره فران زیباست؛ دیگر باید با سجع و مشاکله و مجاز و تشبیه، یه زیبایی شناختی آیات قرآن میپرداخت؛ چون دیگر این بحث ها جایگاهی نخواهد داشت؛ مؤلفه های نقد جدید حرف و سخین نازه میطلبد.
۲. تکراروا به عبارت احری » در این ماشین زیاد به چشم می آیدا برای نمونه بلد دوم صفحه ۱۸ و بلد اول صفحه ۱۹ را با هم بسنجیم . این دوید در واقع پردالحسن به یک موضوع است؛ منسنها یا واژگان والقاضی متفاوت. در بلد سوم صقحه ۱۸ و بد دوم صفحه ۱۹ هم این تکرار
دیده میشود.
۳- کلیائی دربارهٔ زیبایی شناسی به عنوان فصل اول بخشی اول است. نویسنده ذیل این عنوان به سیراندبیله زیباییشناسی در غرب میپردازد. اما ذهن با این پرسلی رویاروی می شود که چرا نویسنده محترم در پژوهشی خود به این موضوع پرداخته است. ممکن است ایشان بفرماید میخواستم حواننده را یا پیشبیه زیبا شناسی آشنا بازم. این دلیل را میتوان پذیرفت، اما باید گفت زمانی این بحث کاربرد دارد که دریایه ملی اسلامی سخن بگوییم یا بخواهیم یا توجه به نظریات دالمندان غربی زیبایی شناسی آیات فر آن را پیشی گیریم، شناخت زیبایی آیات بیاید بر میبای فرآن وست و نظریه دانشمندان اسلامی باشد. ممکن است نویسنده بگوید در فصل دوم این بخشی
به سابقه آیین بحث در میان اندیشمندان اسلامی پرداخته آست.

 بله به این بحث پرداختهاید، اما معین نکردهاید که براساسی مبانی و مرام کدام یک از این بزرگان بحث را پیش می برید و چون ملتحصی نلسودهاید، ضبط نظریه آنان در این کتاب لماری نخواهد داشت و چون به نقل یک یا چند عبارت از سخنان ایشان اکتفا کردهاید و نظر اییان را آن طور که بیاید و شاید بسط ندادهاید، مخاطی از خواندن این فصل بهره و فایدهای درخور و چشمگیر نخواهد بود. ". نویسنده در صقحه ۲۶ آورده است: از یا از نظر او همان خیر حوا. است وخیبر درپی زیایی آستا. واحد مطلق خیر حواء، فبل ازمیر چیز زیباست، چون خیر است؛ پی خیر منشا نخستین است که زیبایی از آن صادر می شود». با خواندن این عبارت میپرسیم مگر حیر منشا نخستین نیست که زیبایی از آن صادر می شود، پی چرا در ابتدای نقل قول آمده خیر در پی زیبایی است. به عبارت دیگر نوعی نافضی در این عبارت کوتاه می توان دید. در ضمن عبارت صفحه یعد که «فلوطین زیبایی با ناشی از نوع و هرچه را که زیباستا به واسطه بهرهمندی آن از روح یا دوری از جمالیت میداند)، نقضی بر این حرف است: «خیر منشا نخستین است که زیبایی از آن صادر می شود». احتمال دارد نویسنده این تقاضی را نپذیرد، در این صورت بهتر است. مفهوم را با قلمی روان ترومنسجم تربیان کند. ۵. برخی جمله ها شتاب نویسنده را میرساند؛ گربه میتوانست جمله های بهتر و روشنتری را ثبت نماید:
صقحہ ۲۷ء برد۔ اول: الجسم زیبا بهره بیایی از نیروی صورتی خلیں که از صور خدایی میآید، وجود پیدا میکند». به نظر گرابا، فیل از بهره یابی میآمد، جمله روان نر به نظر میرسید. درضمن «صور حدایی » مبهم است و توضیح و تبیین یشتری میطلبد.
صفحه ۲۹، باید اول: «آثار این دوره از حوزه های شعر، هنر، نحو، بلافات و مباحث مربوط به زیبایی فراوان است». اگر در جایگزین «از میشد، جمله روان تربیه نظر نمیرسید؟! خلاصه مفهوم این جمله رابہ محارئیروزبیٹائرمینوان نوشست۔
ص ۲۰۹، باید اول: «متن قرآن به عنوان مشی که برای عرب ها و غیرعرب ها که با زبان و ساختار زیان ادی آشنا هستند، معجزه است». این سطر پایان ندارد؛ در ضمن یا جمله بعد ارتباطی ندارد؛ ولی » در جمله اخیر زاید است. ۴ ص ۱۹۴، بد اول: حرف اضافه ای که با لجاجت و علاد به کار
میرود، «یا» است، نه «به». ۶. اشکال دیگری که به این نوشته میتوان گرفت، این است که نویسنده بحث و نظرهای گوناگون دربارهٔ یک مطلب را طوری چیلی نداده که خواستاده تمام وکمال سخن او را در یابد؛ به عبارتی درنقل قول ها و تعریف ها و پرداختن هایشی انسجام معنایی حمله ها و یندهارا رعایت نکرده استا از این شاخه به آن شاخه بسیار شد. است ابرای نمونه به صفحه ۳۱، باد ۳ و صقحه ۳۲ اشاره میشود. وی ذیل «تعریق زیباییشناسی»، بی هیچ مقدمه ای، تعریقی از زیبایی شناختیاراته میدهد و بعد بدون هدفی میگوید زیباشناسی سه جزه دارد و بعد بدون پیشی درآمدی، از ویژگی آثاری یاد میکند که دارای صفت زیابی اند؛ سپس در صفحه ۳۲ میگوید: زیبایی را از منظر دهلی و عیسی هم می توان تعریف کرد و بعد از بیان تعریقی از منظر دهلی، سخن آگوستین را در تایید این نظر میآورد. بعد بدون هیچ ارتباطی ساحلی از آکوین میآورد....... می یتیم نویسنده برای چیبالی مطالبشی طرحی ندارد؛ از همین رو به نتیجه ای نمیرسد که از این همه مفاوخست و گفتگو کدام برای را میپسندد و کدام را در این
پژوهشی مبتلا فرار میدهد.
۷. در بحشی از کتاب آمده است: هنریعتی درک عاطفی حقیقت. نویسنده تعریفی از حقیقت اراته نداده است. تا مخاطی تعریفی از حقیقت نداشته باشد، نمیتواند به درک روشی از سخنان وی برسد. این اشکال در بحث هایی چون مشاکله و... وجود دارد. ۸- گاه تناسب عنوان های حواننده روشن نیست؛ مثلاً در صفحه ۳۰۳ رابطهٔ عنوان «جنبه زیبایی شناختی تکرارا و لباسی لفظ وسعنا، معلوم نیست. این مواردیه توضیح و تبیین نویسنده نیاز دارد. ۹. نویسنده بیآنکه بخواهد با آوردن شاهد مثال های بسیار، خواننده یاخته میکند؛ مثلا حدود ۳۵ عسقحه (۲۴۰-« ۲۷۵) نمونه آورده که آیات قرآن آهنگین و موسیقایی الد؛ درحالی که می توابسته همه بحث بابائے رمسی یکی دوسووہ جمع کند۱۰. برخی مطالبی توضیح نویسنده را میطلبد. در صفحه ۱۹۹۹، سمقولی با حرف «ل t: مؤلف تبیین نکرده به چه دلیل حرف «ل » شانزده یار تکرار شده است.
- صفحه ۲۰۰۶، سطر ۱۳ء به ویژگیها، مبهم است.
۱۱. در فصل اول بخش سوم آمده است: «از جمله این عناصر می توان به موارد ذیل اشاره کرد» و فقط به عصر موسیقی اشاره کرد، است 1 به عباری شماره ۱، شماره ۴ و ۳ در پی ندارد. در آخر باید گفت این نقد و انتقاد از اهمیت کارل میکاهد، و سعی و تلاشی بسیار نویسنده را ندید نمی گیرد.

معرفی پژوهشکده

پژوهشکده ادیب فقه جواهری در سال 1392 با هدف ارتقا سطح فهم دین براساس ادبیات عربی در حوزه علمیه قم شروع به کار کرد. این نهاد در تولید کتاب (کتابگاه)، مجله، فیلم های آموزشی کوشا بوده و سمینار نقشش ادبیات عربی در فرآیند استنباط و جشنواره ادبی سید علی خان مدنی ره از دیگر خدمت های پژوهشکده به ریاست استاد سید مرتضی حسینی کمال آبادی  است.

تماس با ما

تماس با پژوهشکده ادیب فقه جواهری

تماس با کتابگاه

از این راه ها در ارتباط باشیم

گفت و گو

پیام به پشتیبانی (پاسخگویی فوری)
09197459063

تماس

09197459063

شنبه تا پنج شنبه (9 الی 21)

ایمیل

info@arabadib.ir

 

کد پستی

3749113916

آدرس

قم، خیابان معلم شرقی پ73
Template Design:Dima Group