شناسنامهی اسفندیار منفردزاده
به کوشش:حسین عصاران
در ذهن من مهمترین مشخصهی منفردزاده، تفاوتِ اندیشه و بینش و پیشرو بودنِ او در آفرینش است. کارهای شناختهشدهاش در زمانِ خود پیشرو و تازه بوده و در گذر زمان، شاخص هنر زمان خود شدهاند. اما همهی اینها محصول دوران شناختهشدگیِ او از «قیصر» به بعد است؛ پس از آن که توانست پیگیر سلیقهی خود باشد، مدام از خود بگذرد، تجربه کند و خودش را در انتخابهایش بازتاب دهد. در این کتاب میشد خیلی زود از دوران کودکی و نوجوانی گذشت و به کارنامهی شاخص و پرجلوهی او از «قیصر» به بعد رسید و اینچنین او را نابغه و پراستعداد جلوه داد. اما از خود او یاد گرفتهام که کسی دانا به دنیا نمیآید. تلاش و تجربهها و کیفیت زندگیِ انسانهاست که به آنها هویت میدهد. توانمندی در آفرینش هنرمندانه، جدا از آنچه که «استعداد فردی» مینامیم، نیازمندِ تجربهورزی و گذر از سیاهمشقها و در معنا، «پرورش» است. گفتههای او هم میرساند که بیدار و هوشیار زندگی کرده؛ برای تجربه، خطر کرده؛ آرزوهایش را پرورانده و برایشان به پیش رفته است… *متن از مقدمۀ حسین عصاران بر کتاب «شناسنامهی اسفندیار منفردزاده»
150,000 تومان
شناسنامهی اسفندیار منفردزاده عدد
شناسه محصول: 99262-1 دسته: پژوهش, زندگینامه, وقایع نگاری برچسب: ادبیات, تاریخ, حسین عصاران, زندگینامه, نقد ادبیات, نقد و بررسی
جزئیات کتاب
پدیدآورندگان
حسین عصاران
نوع جلد
شومیز
وزن
330
موضوع
بررسی شعر معاصر فارسی, ترانه های ایرانی -نقد و بررسی
سال چاپ
1401
تعداد صفحه
360
قطع
رقعی
نوبت چاپ
دوم
توضیحات نظرات (0)
کتاب شناسنامهی اسفندیار منفردزاده: دفتر نخست از آغاز تا «قیصر» به کوشش حسین عصاران
گزیدهای از متن کتاب
پیشدرآمد
اسفندیار منفردزاده
بیا سهراب کشتن را براندازیم از رسم زمانه
که هر دم نو شود، زیبا شود، پویا شود این جاودانه
دیوانهی فیلم «رضا موتوری» گفت: «زندگی همهاش تجربه است.» من هم به گفتهی او باور دارم. ما زندگی خود را تجربه میکنیم که اگر این تجربه را به دست دیگران برسانیم، آنها و آیندگان با تجربهی بیشتری زندگی خواهند کرد. از این روی همگان وظیفه دارند به حکم عشق به انسان، تجربههای خود را به دیگران، به ویژه جوانان بسپارند که سازندگان آیندهی جهان هستند. اگر چنین نکنند و همهی تجربههای خود را شفاف و صادقانه بیان نکنند، بیثمر زندگی کردهاند.
وظیفهی من انتقال همه تجربههای مفید و مضر است؛ بودند تجربههای زیانباری که راهنمای تجربههای مفید شدند. من با این نگاه زندگیخودم را با شفافیت و بدون رعایت پردهپوشیهایی که در فرهنگ سنتی ما مرسوم است، اما مقبول من نیست، بازگو کردهام.
همواره آزادیِ بیان همهی اندیشههای سیاسی آرزوی من بوده است. یعنی آرزوی رسیدن به جامعهای سالم که مردمان آن همچون شهروندان کشورهایی از جهان رخصت و فرصت انتخاب و عزل پی در پی دارند. در راه رسیدن به این آرمان است که کوشیدهام تا حد توان، پرسشی را بیپاسخ نگذارم.
***
ایدهی نخستِ روایت تجربههای زندگی من، از دوست گرامیام، ناصر زراعتی بود که روبروی دوربینش نشستم و از زندگیام گفتم؛ پس از آن از پاریس، دوستِ آن زمان ناآشنا، هانی ظهیری، که با گذشت چند ماه، شد یار بسیار ارجمند و گرامیام. این یاور انجام گفتوگویی را برای کتابی از زندگی من پیشنهاد کرد که به پشتوانهی دانستهها و نوع نگاهش به کارنامهی کاریام استقبال کردم.
در تمام این سالها و به لطف همیابیهای فضای مجازی، در تماس پیوسته با حسین عصاران، پاسخگوی کنجکاویهای او هم از زندگی کاری و هنری خودم بود. پیشنهاد او نیز برای شکلدهی به چنین کتابی پا برجا بود. همچنان که ایدهی جمعآوری و انتشار همهی کارنامهی من را هم خود او مطرح کرد و انجام داد.
با رضایت و مشورت هانی ظهیری و ناصر زراعتی، همه آنچه را که با این دوستان از زندگیِ گذشته و کارنامهام گفته بودم به حسین عصاران سپردم تا او با توان و تجربهاش به سلیقهی خود، این کار را هم به انجام برساند.
***
پس از بازبینی و ویرایش گفتههای خودم، در مقابل درخواستهایِ حسین عصاران به خواندن متن نهایی کتاب، ایستادگی کردم تا او در اعلام نظر خود آزاد باشد. همچنان که به پیشنهاد او این کتاب در سه جلد جداگانه، با سرفصلهایی که خود به آن اندیشیده، منتشر خواهد شد.
بنابراین حسین عصاران با مسئولیت خودش، نخستین ارزیاب صحبتها و گفتههای من است. همچنان که همهی خوانندگان این سه کتاب میتوانند و بهتر است که خودشان گفتههای من را ارزیابی و نقد کنند.
میدانم که همنسلان من در این کتاب خاطرههای خود را پیگیری خواهند کرد، اما خرسندم از نسل جوان که بیپیشداوری و با دقت، به سنجش گذشته، نشسته و این خوشبختی من است که با همین نگرش ارزیابی خواهم شد.
***
باید سپاسگزار کهنیارم از کهندیارم، مسعود کیمیایی باشم که در پیشگفتار کتاب از من گفته است. مسعود ناگزیر با چشمداشتی هنرمندانه، از دوستی دیرینه و زیبایی کنارهمبودنمان در «دوران خوش اختناق» نوشته است. بیش از چهل سال از دوریمان گذشت؛ من و او از این سو و آن سوی جهان دوستی کردهایم، چه زیبا که همواره به نظاره و نقد یکدیگر نشستهایم؛ که رسم دوستی و مهر همین است.
سپاس از مهرورزی هنرمند نواندیش و دوست گرامی، طراح و آفریدگار خوشفکرِ هنر، فرشید مثقالی؛ حضور این هنرمند در طراحی جلد «شناسنامه»ام که به مِهر و مُهر خود آفرید و به انجام رساند، سربلندی من است.
درپایان شایسته است از تلاش پیگیر یاور سالخوردگیام، حسین عصاران، سپاسگزاری کنم برای به سرانجام رساندن این «شناسنامه». دغدغهی شناخت نقادانه، از او پژوهشگری ساخت که پیوسته در کوشش است برای ریشهیابی و سنجش گفتهها و شنیدهها تا بازتاب دهندهی درستگویی باشد، نه درشتگویی.
امید دارم که برآیند این تلاش کارآ باشد.