کتاب «الفقه و العقل» به همت پژوهشکده ادیب فقه جواهری منتشر و رونمایی شد.
در این مراسم چند سخنرانی در پیوند با کتاب و مسائل آن مطرح شد.
آیت الله علیدوست (استاد دروس خارج فقه و اصول) نویسنده کتاب الفقه و العقل
حجت الاسلام و المسلمین استاد شیخ خالد الغفوی ( محقق و سردبیر مجله فقه اهل بیت عربی).
جناب آقای دکتر محمود حکمت نیا (معاونت پژوهشی فرهنگ و اندیشه اسلامی)
حجت الاسلام و المسلمین استاد حسینی کمال آبادی (ریاست پژوهشکده ادیب فقه جواهری)
حجت الاسلام و المسلمین استاد محمد عشایری ( محقق و استاد سطوح عالی حوزه علمیه).
پس از پرداخت به کتاب و مسائل آن، به آشنایی با پارک علم و فناوری و نقش این نهاد در علوم اسلامی پرداخته شد
جناب آقای دکتر أخوان علوی (ریاست پارک علم و فناوری استان قم)
جناب آقای دکتر شوشتری (مدیر مرکز رشد علوم انسانی)
در ابتدای این نشست استاد سید مرتضی حسینی کمال آبادی مقارنت این رونمایی را با سالروز معراج حضرت ختمی مرتبت ص را مبارک وصف کرده و عنوان کردند که کتاب الفقه و العقل با عنوان فارسی «فقه و عقل» از سوی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه منتشر شده بود.
از آیتالله علیدوست سه اثر با عنوان فقه و عقل، فقه و عرف و فقه و مصلحت منتشر شده است که هر سه کتاب به عنوان کتب سال جمهوری اسلامی، کتاب سال حوزه و جشنواره های گوناگون انتخاب شده اند.
ریاست پژوهشکده ادیب فقه جواهری بیان کرد: با توجه به اینکه رقبای علمی و معرفتی و فرهنگی ما امروزه کتابهای کم مغز و گاه ضلال خود را با میلیونها تیراژ به 71 زبانهای مختلف دنیا ترجمه و در 150 کشور ارایه میکنند، لازم بود که این کتاب پرمغز و عمیق به زبان عربی ترجمه شود تا جهان اسلام از این کتاب بهره بیشتر گیرند.
وی گفت: کتاب فقه و عقل را می توان مغز پژوهش های آیت الله علیدوست مطرح کرد؛ زیرا اگر به دو کتاب یعنی فقه مصلحت و فقه عرف نگاه کنیم مشاهده می کنیم که تکیه آنها بر فقه و عقل بوده است.
در زمانه ای که طوفانی تر از طوفان نوح است و حجج الهیه کشتی نجات هستند باید از عقل به عنوان حجة الله بهره گرفت به ویژه وقتی که بیشتر شبهات در این عرصه به نام عقل و در جدال با شریعت مطرح می شود. در اینجا جایگاه کتاب الفقه و العقل روشن می شود که به چه مسأله مهمی پرداخته است.
مرحوم شیخ انصاری در پایان بحث جدی و موفقی که در کتاب القطع با اخباری ها دارد، قلم خود را زمین می گذارد و به نوعی حق را به اخباری ها می دهد و این عملکرد به علت برخورد با روایت ان دین الله لا یصاب بالعقول و به علت روایت ابان تغلب در دیه است. نویسنده الفقه و العقل در این بزنگاه قلم را به دست گرفته و از این دو معضل نیز پاسخ داده است.
وضعیت نشر و ترجمه کتاب فقه و عقل
آیت الله علیدوست:
مقارنت این رونمایی با سالروز معراج حضرت خاتم الانبیاء ص را به فال نیک می گیریم، چرا که الفقه و العقل هدیه شده است به محضر آن حضرت، چنانکه اول کتاب درج شده است.
فارسی این کتاب با عنوان «فقه و عقل» از سوی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی، منتشر شده است و تا کنون به چاپ ششم رسیده تا کنون بیش از 8000 هزار نسخه از این کتاب عرضه شده است.
گزیده ای از این کتاب به همراه گزیده ای از کتاب فقه و عرف، تحت عنوان «مصادر فقه» به عنوان درسنامه از سوی جامعة المصطفی العالمیة منتشر و در مقطع دکترا در حال تدریس است.
این کتاب به زبان های اردو و روسی ترجمه شده است، ولی تاکنون با آنکه انتظار بود زودتر به زبان عربی ترجمه شود، به این زبان ترجمه نشده بود که بحمد الله به همت پژوهشکده ادیب فقه جواهری منتشر شد.
آیت الله علیدوست:
?تا قبل از کتاب اصول فقه ما در کتاب های اصولی بخش را به نام مستقلات عقلیه مشاهده نمی کنیم،
?مرحوم مظفر به تبع استاد خود مرحوم محقق اصفهانی به این مساله پرداخته است.
?طلاب در اصول فقه با قسمتی از این مسائل آشنا می شوند و از قدم رو به جلوی مرحوم مظفر بهره مند می شوند
?ولی از آنجا که در دو کتاب بعدی اصولی در نظام آموزشی حوزه یعنی فرائد الاصول و کفایة الاصول این مباحث مطرح نشده بوده است،
?یک نوع عقب گرد را در ادامه آموزش های اصولی خود می بینیم و این زیبنده نیست.
آیت الله علیدوست:
?علل عدم اهمیت به مباحث عقلی در استنباط
?از چندین جهت علما با وجود اهمیتی که روایات و نصوص ما به عقل میدهند، باعث شده وارد این بحث نشوند:
۱- اول همان جمله معروفی که مستحضرید “عقل ادراک مناطات احکام نمیکند”. بیش از بیست سال است که درگیر مسئله “عدم قدرت عقل بر درک مناطات احکام” بودهام. اینجا یک قیاس استثنایی درست میکنند که اگر عقل بخواهد در استنباط نقش داشته باشد، باید بتواند مناطات احکام را درک کند، لکن مناطات احکام را درک نمیکند، پس عقل نقشی در استنباط احکام ندارد.
۲- دومین علت اینکه خود “نصوص مناطات را پشتیبانی میکند”. مرحوم آقای صدر در «الفتاوی الواضحه»اش میفرماید: شما یک مورد بیاورید که عقل آن را درک کند و ما نصی عام یا خاص در مورد آن نداشته باشیم.
۳- سومین علت، در پشت ذهن علما است، خطر “بدعت و انحراف” است که باز کردنش دست ماست، اما کنترلش دست ما نیست. بعد هم مثال میزنند به موارد سوء استفاده از عقل که چه بر سر فقه میآورد.
اما آیا این سه جهت میتواند مانع استفاده ما از عقل در فقه باشد؟ ابداً. ما داریم به این خاطر خسارت بزرگی میبینیم.
?پاسخ به شبهات مطرح شده
۱- اما آنکه گفتیم که عقل مناطات احکام را درک نمیکند، پس از نقش عقل نمیتوانیم صحبت کنیم. جواب اول آنکه چه کسی گفته نمیتواند درک کند؟ آیه و یا روایتی متقن در این زمینه وجود دارد؟ یا خود عقل میگوید من عاجزم؟ بله بسیاری از احکام شرعی مناطاتش معلوم نیست، اما آیا همه اینطور است؟ در مسائل کلان سیاسی، اجتماعی و خانواده ما نمیتوانیم به ظلم بودن یا عادلانه بودن یک نهادی برسیم؟ من بخشی از کتاب «فقه و عقل» را به این مسئله اختصاص دادهام.
ما از عقل در اثبات حجج و شریعت استفاده میکنیم، اما به مناطات که میرسیم میگوییم نه، روایات عام و مطلق است. بله ما همه ملاکات احکام را نمیفهمیم و کشف مصلحت نمیکنیم، اما از طریق مصلحت میتوانیم کشف انّی بکنیم. جالب است که همه کسانی که گفتهاند عقل کشف مناطات نمیکند مانند جناب شیخ و اصفهانی و مرحوم خویی، ما از خود آنها نقض آوردهایم که به این نهاد در مواردی استناد کردهاند؛ به عنوان تنها دلیل!
هیچ زمانی به اندازه امروز درباره ناتوانی عقل که توسط برخی از مدعیان فقاهت شنیده میشود، نشنیدهایم. به نحو افراطی که ما از بعضی از شاگردان این مکتب میشنویم، هیچ وقت در جهان اسلام نداشتیم و این به ما ضربه میزند.
کارایی عقل فقط سندی نیست، بلکه عقل نقش تفسیری دارد
گفته میشود نقش عقل در استنباط احکام فقط باید نقش سندی باشد. سلمنا که عقل عاجز از ادراک مناطات احکام باشد، اما کارایی عقل فقط سندی نیست، بلکه عقل نقش تفسیری دارد و نصوص دینی را تفسیر میکند، ما اگر نصوص دینی را در سایه عقل تفسیر نکنیم میدانید چه بلایی بر سر شریعت میآید؟
این حدیث را در مکاسب خواندید که شخصی قاطرش را کرایه داد برای یک نصف روز و بنا شد تا ظهر برگردد. رفت و پانزده روز نیامد. وقتی آمد صاحب مرکب گفت کجا رفتی گفت، حالا اجاره مرکب را بده، آنها در مقدار اجاره بحثشان شد، رفتند عراق. قاضی اول جهان اسلام ابوحنیفه در آن زمان گفت: فقط باید اجاره نصف روز را بدهد و مابقی را هیچ حقی ندارد. شخص میگوید سال بعد در ایام حج خدمت اما صادق علیهالسلام رسیدم و قضیه را تعریف کردم، امام ناراحت شدند و مطلبی را فرمودند. ابوحنیفه بر اساس روایتی که از پیامبر صلیاللهعلیهوآله داشت که «الخراج بالضمان». تفسیر ابوحنیفه از روایت، که در غیر سایه عقل و عدالت بود، آن فتوا بیرون آمد. امام فرمودند: «فی مثل هذا تحبس السماء ماءها و تمنع الأرض برکاتها».
دکتر محمود حکمت نیا:
خوشحال هستیم با کتاب «الفقه و العقل» گستره مخاطبان فقه و اصول اسلامی گسترش پیدا میکند. زبان عربی از زبانهای رسمی جهان اسلامی است، هرچند که در کنار عربی، فارسی و اردو نیز مطرح هستند.
در حوزه مباحث عقلی وجه مشترکی بین اصول شیعه و اهل تسنن و نیز خارج اسلام است. اگر کسی در جریان ساختار کتاب «فقه و عقل» قرار بگیرد، نسبت به ساختار «فقه و مصلحت» و «فقه و عرف» هم تسلط پیدا خواهد کرد. در حقیقت این یک دستگاه است.
جایگاه «عقل» در نظامسازی کجاست؟
تصورم بر این است، در حوزه عقل دو جای خالی دیگر وجود دارد. عقلی که در ادبیات اصولی ما مطرح شده است، آیا در عملیات استنباط ما قرار میگیرد و آیا به عنوان یک ابزار استفاده میشود یا خیر؟ که خوب توضیح داده شده است؛ اما نکته اساسی این است که در بحثهای نظامسازی، گذشته از استنباط این احکام، باید استلزامات اجتماعی آن نیز بررسی شود و پس از این مرحله نیز برنامه عمل و مسئولیت آحاد و سازمانها در قبال آن تنظیم شود.
یکی از مواردی که میتواند عقل جایگاه خود را در برنامهریزی اجتماعی اثبات کند همین جاست. در فقه فرقی نمیکند که حکمی از عقل اثبات شود یا از نقل. ولی در برنامهریزی اجتماعی بسیار مهم است که عقل منبع حکم قرار میگیرد یا نه؟
اگر بحث بر سر این باشد که ما فقط دلیل نقلی بر چیزی داشته باشیم، در برنامهریزی اجتماعی نمیتوانیم بر قواعد عقلی تکیه کنیم، اینجا رابطه ایمان برقرار میشود، یعنی هرقدر جامعه مؤمنتر باشد این حکم ترویج پیدا میکند. یا در مورد حجاب که بر اساس قواعد حقوقی بینالمللی، دولت فقط میتواند در موارد منع اضرار دخالت کند. بله اهل سنت به خاطر کشفیات بعد از نص شرعی مطالبش را میگویند، که همین نیز نیاز به بیانات شرعی دارد. اگر ما احکام عقلی را که پشت احکام شرعی هست را احصا کنیم، ابزار برای نظام سازی را داریم که باب وسیعی که میتوان پیدا کنیم که نام «عقل و نظام سازی» میتوان بر آن گذاشت.
مسأله دیگر این است که خود عقل از کجا دریافت میکند و مقدمات درک آن از کجاست. غیر از ما برخی دیگر این را مطرح کردهاند. آیا قواعد عقل پایه دارد یا خیر؟ ما مثلاً درباره حقوق گزارههای پایه داریم مثل حفظ نفس که تمام قواعد از این گزاره استفاده میشود. عقل مصداقها را چگونه درک میکند؟ این بحثها در فلسفه فقه مطرح میشود.
در سه حوزه میشود «عقل» را مطرح کرد:
۱- بحث استنباط و تفسیر آن که این کتاب ورود پیدا کرده است.
دو مورد دیگر که ما امیدواریم جناب آقای علیدوست در بحث روششناسی که در حال تدوین آن هستند وارد شوند:
۲- دستگاه فهم عقل چطور است و آیا گزارههای پایه دارد یا خیر؟ بر فرض اینکه عقل به عنوان دلیل حکم قرار بگیرد (منبع واژه فقهی ما نیست، زیرا جوشش از خود دارد بخلاف حقوق، لذا اصولیین ما تعمد دارند که بگویند دلیل، زیرا میخواهیم حکم را اسناد بدهیم به اراده شارع) این استنباط اگر بخواهد در حوزه اجتماعی بیاید، باید اول بدانیم که سیاستگذاری ما چیست؟ اینکه عقل به عنوان دلیل قرار بگیرد یا نه، تأثیر مهمش استنباط نیست، تأثیر مهمش در هدفگذاری یا برنامهریزی و سیاستگذاری است.
۳- بهلحاظ پیشین نیز بحث مهمی وجود دارد که فهم عقلی چه ماهیتی دارد.