خرید کتاب علم و فلسفه اثر حمید پارسانیا

بازدیدها: 27 | رتبه بندی:
قیمت: 135/000تومان
وزن: 400 گرم
تعداد:
خرید کتاب علم و فلسفه اثر حمید پارسانیا
فروشنده: پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی درباره فروشنده مشاهده سایر محصولات فروشنده

خرید کتاب علم و فلسفه اثر حمید پارسانیا

یکی از قدیمی‌ترین تعاریف فلسفه که مورد اتفاق نظر حکمای مسلمان است، این است که فلسفه آگاهی و علم به موجود است، از آن جهت که موجود است. فلسفه از احکامی بحث می‌کند که مختص به هیچ‌یک از علوم جزئی نیست. جزئی بودن موضوع سایر علوم در قیاس با موضوع فلسفه موجب شده است تا فلسفه را علم کلی نیز بنامند. براساس این تعریف، فلسفه مقابل علم نیست، بلکه نوعی از علم است و نسبت آن با سایر علوم نیز نسبت اصل و فرع است. شیوه معرفتی فلسفه به خلاف علوم جزئی، حسی و تجربی نیست، زیرا حس و تجربه تنها به ادارک موجودات طبیعی و مادی نائل می‌شود. پس از حاکمیت دیدگاه‌های حس‌گرایانه در مقطعی خاص از اندیشه بشری، فلسفه مشتمل بر قضایایی غیرعلمی دانسته شد. هیوم می‌اندیشید که تنها راه معرفت و آگاهی انسان حس است. آموزه‌های هیوم در تکوین جریان فلسفی حس‌گرایانه و پوزیتویستی حلقه وین در آغاز قرن بیستم مؤثر بود. در نزد اینان فلسفه نوعی مهمل‌گویی است که بر اثر کاربرد غلط زبان پدید می‌آید. از نظر آگوست‌کنت، سه تفکر دینی، عقلی و پوزیتویستی در تاریخ بشر در طول یکدیگرند و فلسفه ارزش علمی ندارد. دیدگاه‌های حس‌گرایانه به ماتریالیسم و ماده‌گرایی فلسفی نیز منجر شد. انگلس با عنوان ماتریالیسم دیالکتیک درصدد تدوین احکام مربوط به همه هستی برآمد. اصول تغییر، تضاد، پیوستگی و جهش، اصل‌های چهارگانه دیالکتیک به‌شمار می‌آیند. براین اساس، نوعی نگرش به‌نام فلسفه علمی پدید آمد که به‌زعم مروجان آن، زیرمجموعه علوم تجربی مختلف بود. در برهه‌ای از تاریخ فلسفه مغرب‌زمین، کانت نیز همانند هیوم درباره چگونگی حکایت و دلالت مفاهیم ذهن انسان نسبت به واقعیت و جهان خارج تأمل کرد. کار فلسفه به‌نظر او شناخت ذهن و فعالیت ذاتی آن است. مدار مباحث فلسفی براساس تعریف کانت، از هستی‌شناسی و انتولوژی به معرفت‌شناسی و اپیستمولوژی منتقل می‌شود. تعریف دیگر فلسفه از نوکانتی‌هاست. در دیدگاه آنان، بر معرفت ضرورت‌های کلی و ذهنی ثابت و مستمری حکمفرما نیست، بلکه گزاره‌هایی حاکم است که گرچه به دلیل محتوای خود غیرتجربی و آزمون‌ناپذیرند ولیکن از جهت ظهور ذهنی و اجتماعی، در شرایط روانی و تاریخی یا طبقات خاص پدید آمده و زائل می‌شوند.

در بررسی صحت و سقم تعاریف مذکور، بررسی هستی فلسفه در مقابل بحث از چیستی آن است. صحت تعریف نخستین مبتنی بر صحت چند قضیه است: این‌که واقعیتی هست؛ راهی برای شناخت واقع وجود دارد؛ راه در راه بودن و ارائه طریق معصوم است؛ در ذهن انسان نسبت به واقعیت خطا وجود دارد. این اصول، اصول بالضروره راست و قضایایی بدیهی و اولی هستند. به موازات تنبه به حق بودن تعریف نخست فلسفه، بطلان دو دیدگاه مقابل آن، یعنی سفسطه و شکاکیت، آشکار می‌شود. دیدگاه ماتریالیستی نسبت به انسان و جهان، نسبیت شناخت و علم و حس‌گرایی، سه نوع سفسطه و شکاکیت پنهان و پیچیده‌اند. با ابطلال هریک از این دیدگاه‌ها، بطلان برخی از تعاریف مذکور فلسفه و علم نیز آشکار می‌گردد. یکی از مباحثی که نقش مهمی را در تبیین مفهوم فلسفه و علم ایفا می‌کند، بحث دامنه و حدود منطقی آن‌ها و یا نقش و شکل منطقی آن‌هاست. فلسفه اولی و علم کلی یا متافیزیک، علاوه بر امتیازی که در موضوع خود با علوم جزئی و طبیعی دارد، در روش و شیوه خود نیز متمایز از آنها است. در عین حال، فلسفه هم پایه‌ها و مبادی علوم حسی و تجربی را تأمین و تحکیم می‌کند و هم راه وصول به دانش برتری را که عبارت از دانش شهودی است هموار می‌نماد. در بحث از مفهوم علم توجه به دو معنای علم دینی و علم دنیوی اهمیت می‌یابد. در فرهنگ اسلامی علم هویتی دینی و الهی دارد و در فرهنگ امروز غرب علم از هویتی دنیوی و سکولار برخوردار است. علم سکولار به دلیل گریز از مباحث عقل و متافیزیکی از تبیین مبادی فلسفی خود نیز عاجز است و بدون آن‌که وصول به حقیقت را در دستور کار خود قرار دهد، اقتدار بر طبیعت را هدف گرفته و با این شیوه مجموعه‌ای از مفاهیم و دانش‌هایی را به‌وجود‌ آورده که در روزمرگی زندگی مؤثر است، اما در وصول به یقین بی‌نتیجه است.

ومن أقدم تعريفات الفلسفة، التي اتفق عليها حكماء المسلمين، أن الفلسفة هي الوعي والمعرفة بالوجود، لأنه موجود. وتناقش الفلسفة قوانين لا تختص بأي من العلوم الصغرى. إن تحيز موضوع العلوم الأخرى مقارنة بموضوع الفلسفة جعل الفلسفة تسمى علماً عاماً. ووفقاً لهذا التعريف فإن الفلسفة ليست عكس العلم، بل هي نوع من العلوم، وعلاقتها بالعلوم الأخرى هي أيضاً العلاقة بين الرئيسي والثانوي. وعلى عكس العلوم الجزئية، فإن المنهج المعرفي للفلسفة ليس حسيًا وتجريبيًا، لأن الحس والتجربة لا يمكن أن يصلا إلا إلى فهم الكائنات الطبيعية والمادية. وبعد سيطرة الآراء الحسية في فترة معينة من الفكر الإنساني، اعتبرت الفلسفة تشمل قضايا غير علمية. يعتقد هيوم أن الطريق الوحيد للمعرفة والوعي الإنساني هو الحس. وكانت تعاليم هيوم فعالة في تطوير الفلسفة الحسية والوضعية لدائرة فيينا في بداية القرن العشرين. والفلسفة في نظرهم نوع من الكلام المهمل الذي ينشأ نتيجة الاستخدام الخاطئ للغة. وفقا لأوغست كونت، فإن ثلاثة أفكار دينية وعقلانية ووضعية في تاريخ البشرية هي في نفس الوقت والفلسفة ليس لها قيمة علمية. كما أدت وجهات النظر الحسية إلى المادية والمادية الفلسفية. وتحت عنوان المادية الجدلية، سعى إنجلز إلى صياغة القوانين المتعلقة بكل الوجود. إن مبادئ التغيير والتناقض والاستمرارية والتحول هي المبادئ الأربعة للديالكتيك. وبناءً على ذلك، ظهر نوع من التوجه يسمى الفلسفة العلمية، والتي كانت وفقًا لمروجيها مجموعة فرعية من العلوم التجريبية المختلفة. في مرحلة ما من تاريخ الفلسفة الغربية، فكر كانط، مثل هيوم، في كيفية ارتباط مفاهيم العقل البشري بالواقع والعالم الخارجي. ووفقا له، فإن مهمة الفلسفة هي معرفة العقل ونشاطه المتأصل. بناءً على تعريف كانط، يتم نقل نطاق المناقشات الفلسفية من الأنطولوجيا والأنطولوجيا إلى نظرية المعرفة ونظرية المعرفة. تعريف آخر للفلسفة هو الكانطي الجديد. وفي نظرهم أن معرفة الضروريات العامة والعقلية ليست ثابتة ومستمرة، بل هي قضايا وإن كانت غير تجريبية وغير قابلة للاختبار بسبب محتواها، إلا أنها تنشأ وتختفي بسبب النشوء العقلي والاجتماعي، في ظروف نفسية وتاريخية. أو في فئات معينة.

وفي البحث عن صحة التعريفات المذكورة فإن بحث وجود الفلسفة يخالف البحث في ماهيتها. وحقيقة التعريف الأول تقوم على صحة عدة قضايا: أن هناك حقيقة؛ هناك طريقة لمعرفة الحقيقة؛ أن نكون على الطريق ونقدم الطريق معصوم من الخطأ؛ هناك خطأ في العقل البشري مقارنة بالواقع. وهذه المبادئ هي بالضرورة مبادئ صحيحة ومبادئ واضحة وأولية. وبالتوازي مع نقد التعريف الأول للفلسفة، ينكشف بطلان الرأيين المتضادين، أي السفسطة والشك. إن النظرة المادية للإنسان والعالم، ونسبية المعرفة والعلم، والشهوانية هي ثلاثة أنواع من السفسطة والشك الخفية والمعقدة. وببطلان كل من هذه الآراء، يظهر أيضاً بطلان بعض التعريفات المذكورة للفلسفة والعلم. ومن المواضيع التي تلعب دوراً مهماً في شرح مفهوم الفلسفة والعلم هو موضوع نطاقهما وحدودهما المنطقية أو دورهما وشكلهما المنطقي. أولاً الفلسفة والعلوم العامة أو الميتافيزيقا، بالإضافة إلى ما تتمتع به من امتياز في موضوعها مع العلوم الجزئية والطبيعية، فإنها تختلف عنها أيضاً في منهجها. وفي الوقت نفسه توفر الفلسفة وترسيخ أسس ومرتكزات العلوم الحسية والتجريبية وتمهد الطريق للوصول إلى المعرفة العليا وهي المعرفة البديهية. ومن المهم عند مناقشة مفهوم العلم الانتباه إلى معنيي العلم الديني والعلم الدنيوي. في الثقافة الإسلامية، للعلم هوية دينية وإلهية، وفي الثقافة الغربية اليوم، للعلم هوية دنيوية وعلمانية. كما أن العلم العلماني غير قادر على شرح أسسه الفلسفية بسبب تجنبه مسائل العقل والميتافيزيقا، ودون أن يضع الوصول إلى الحقيقة في جدول أعماله، فهو يهدف إلى السلطة على الطبيعة، وبذلك خلق مجموعة من المفاهيم والمعارف. وهو أمر فعال في الحياة اليومية، لكنه بالتأكيد غير فعال في التحصيل.

One of the oldest definitions of philosophy, which is agreed upon by Muslim scholars, is that philosophy is awareness and knowledge of existence, because it exists. Philosophy discusses rules that are not specific to any of the partial sciences. The partiality of the subject of other sciences in comparison to the subject of philosophy has led them to call philosophy a general science. According to this definition, philosophy is not the opposite of science, but rather a type of science, and its relationship to other sciences is also that of principle and subordination. Unlike the partial sciences, philosophy's epistemological method is not sensory and empirical, because sensation and experience only achieve the perception of natural and material beings. After the dominance of sensualist views at a certain stage of human thought, philosophy was considered to include non-scientific propositions. Hume thought that the only way for human knowledge and awareness is through sensation. Hume's teachings were influential in the development of the sensualist and positivist philosophical movement of the Vienna Circle at the beginning of the 20th century. For them, philosophy is a kind of nonsense that arises from the incorrect use of language. According to Auguste Comte, the three religious, rational, and positivist thoughts coexisted in human history and philosophy had no scientific value. Sensual views also led to materialism and philosophical materialism. Engels sought to formulate the rules related to all existence under the title of dialectical materialism. The principles of change, contradiction, continuity, and mutation are considered the four principles of dialectics. On this basis, a type of attitude called scientific philosophy emerged, which, according to its promoters, was a subset of various empirical sciences. At a certain point in the history of Western philosophy, Kant, like Hume, pondered how the concepts of the human mind relate to reality and the outside world. In his opinion, the work of philosophy is to know the mind and its inherent activity. According to Kant's definition, the focus of philosophical discussions shifts from ontology and ontology to epistemology and epistemology. Another definition of philosophy is neo-Kantian. In their view, knowledge is not governed by fixed and continuous general and mental necessities, but by propositions that, although they are non-empirical and untestable due to their content, arise and disappear in psychological and historical conditions or specific classes in terms of their mental and social emergence.

In examining the validity and falsity of the aforementioned definitions, the existence of philosophy is examined as opposed to the discussion of its nature. The validity of the first definition is based on the validity of several propositions: that there is a reality; that there is a way to know reality; that the way is on the way and that the way is presented is infallible; that there is error in the human mind regarding reality. These principles are necessarily true principles and self-evident and primary propositions. In parallel with the confirmation of the truthfulness of the first definition of philosophy, the invalidity of its two opposing views, namely, sophistry and skepticism, becomes apparent. The materialist view of man and the world, the relativity of knowledge and science, and sensualism are three hidden and complex types of sophistry and skepticism. By invalidating each of these views, the invalidity of some of the aforementioned definitions of philosophy and science also becomes apparent. One of the topics that plays an important role in explaining the concept of philosophy and science is the discussion of their logical scope and limits or their logical role and form. Primary philosophy and general science or metaphysics, in addition to the advantage it has in its subject matter over the particular and natural sciences, are also distinct from them in their method and style. At the same time, philosophy both provides and consolidates the foundations and principles of sensory and empirical sciences and paves the way to superior knowledge, which is intuitive knowledge. In discussing the concept of science, it is important to pay attention to the two meanings of religious science and worldly science. In Islamic culture, science has a religious and divine identity, and in today's Western culture, science has a worldly and secular identity. Secular science, due to its avoidance of rational and metaphysical discussions, is also unable to explain its philosophical principles. Without placing the attainment of truth on its agenda, it aims for authority over nature and in this way has created a set of concepts and knowledge that are effective in everyday life, but are ineffective in achieving certainty.

نظرات
Copyright MAXXmarketing GmbH
JoomShopping Download & Support

معرفی پژوهشکده

پژوهشکده ادیب فقه جواهری در سال 1392 با هدف ارتقا سطح فهم دین براساس ادبیات عربی در حوزه علمیه قم شروع به کار کرد. این نهاد در تولید کتاب (کتابگاه)، مجله، فیلم های آموزشی کوشا بوده و سمینار نقشش ادبیات عربی در فرآیند استنباط و جشنواره ادبی سید علی خان مدنی ره از دیگر خدمت های پژوهشکده به ریاست استاد سید مرتضی حسینی کمال آبادی  است.

تماس با ما

تماس با پژوهشکده ادیب فقه جواهری

تماس با کتابگاه

از این راه ها در ارتباط باشیم

گفت و گو

پیام به پشتیبانی (پاسخگویی فوری)
09197459063

تماس

09197459063

شنبه تا پنج شنبه (9 الی 21)

ایمیل

info@arabadib.ir

 

کد پستی

3749113916

آدرس

قم، خیابان معلم شرقی پ73
Template Design:Dima Group