گفتوگو با مصحح «عَونُ إخوانِ الصَفاء عَلی فَهمِ کِتابِ الشِفاء»
«عَونُ إخوانِ الصَفاء عَلی فَهمِ کِتابِ الشِفاء» اثر نفیسِ محمّدبن حسن الإصفهانی تلخیص کتاب شفا است که در ضمنِ حذف مکرّراتِ عباراتِ شفا و بیان مطالب با عباراتی روان، که خاصیتِ قلم توانای اوست، مشکلات کتاب را نیز حل کرده است. مولف در این کتاب سعی دارد به متن وفادار باشد، در موارد اندکی به نقد آن نیز میپردازد. علی اوجبی این اثر را تصحیح کرده است و درباره تصحیح خود میگوید: مرحوم سید جلال متاسفانه نسخه معتبر این اثر را در اختیار نداشتند و به ناچار بر اساس نسخهای مغلوط و با استناد به دانش شخصی خودشان برگهایی از الهیات را تصحیح فرمودند. از این رو جستجوهای فراوانی کردم و سر انجام در کنار نسخههای چندی که از این اثر در چندی از کتابخانههای داخلی وجود داشت به نسخهای دست یافتم که در برگهای متعددی حاشیه بلاغ داشت. یعنی نویسنده با فاصله اندکی از تالیف کتاب، این نسخه را با دستنوشت خود مقابله و تصحیح و در برگهای متعددی به قلم خویش نوشته است که خود نسخه را مقابله کرده و مورد تایید وی است. گفتوگوی زیر با مصحح این کتاب است.
آشنایی شما با نویسنده و این اثر از کجا آغاز شد؟
نویسنده این اثر بهاءالدین محمد اصفهانی در جهان فقاهت با کتاب کشفاللثام مهمترین شرح کتاب قواعد الاحکام علامه حلی، به شهرت و آوازه رسید. اما کمتر کسی از نقش وی در ساحت فلسفه اسلامی با خبر بود. در دهه هفتاد حین مطالعه کتاب ارزشمند منتخبی از آثار حکمای الهی ایران اثر زنده یاد سید جلالالدین آشتیانی با برگهایی از بخش الهیات اثر حاضر برخوردم. در آغاز چنین میپنداشتم که نباید اثر مهمی باشد، اما عبارتهای پایانی مرحوم آشتیانی توجه مرا سخت به خود مشغول کرد. ایشان درباره این اثر میفرمایند: «عون اخوان الصفا اثر نفیس بهاء الدین محمد بن حسن اصفهانی در حکمت، تلخیص کتاب شفاست که در ضمن حذف مکررات عبارات شفا و بیان مطالب با عباراتی روان که خاصیت قلم توانای اوست، مشکلات کتاب را نیز حل نموده است.» از یک سو کتاب شفای بوعلی سینا مهمترین کتاب در حوزه فلسفه اسلامی به شمار میآید که درست به همین دلیل از دیرباز در شمار متون کلاسیک و آموزشی فلسفه اسلامی قرار داشته است. از سوی دیگر به جهت دشواریهای عبارات آن، علاقهمندان و مخاطبان به راحتی نمیتوانستند از مباحث آن بهرهمند شوند. هیچ شرح روانی هم در دسترس نبود. با توجه به فرمایش مرحوم سید جلال این اثر چند ویژگی داشت که آن را ممتاز میکرد و همان انگیزهای شد برای اینکه وسوسه شوم: 1. حذف عبارات تکراری شفا 2. چکیده شفا 3. حل مشکلات شفا و شاید مهمتر از همه اینکه به قلم نویسندهای توانا آفریده شده است.
البته چند سالی صبر کردم چون احتمال میدادم بر اساس وعدهای که در مقدمه داده بودند کتاب تصحیح و منتشر شود. اما متاسفانه این مهم عملی نشد. بعدها در جلسات خصوصی که با دکتر دینانی _ رفیق نزدیک مرحوم سید جلال _ داشتم یک بار یادی از اثر یاد شده به میان آمد. در کمال حیرت، ایشان از نویسنده با عبارت «فقیه فلاسفه و فیلسوف فقها» یاد کردند. به تجربه میدانستم دکتر دینانی به راحتی کسی را ستایش نمیکند. بدین ترتیب اصفهانی و عون اخوان صفا به شدت ذهن مرا مشغول خود ساخت. اما همچنان توفیق نمییافتم و موانع و مشکلات و فراز و نشیبهای زندگی اجازه نزدیک شدن به آن را نمیداد تا اینکه اتفاق جالب دیگری برایم رخ داد. در سال 1377 مرحوم شیخ عبدالله نورانی نسخهای از کتاب حکمت خاقانیه اثر بهاءالدین اصفهانی که دوره مختصری در فلسفه به زبان فارسی بود را به موسسه پژوهشی میراث مکتوب معرفی و بر تصحیح آن تاکید ورزید. مدیر عامل محترم این موسسه آقای دکتر اکبر ایرانی نیز با در اختیار گذاشتن تصویر نسخهای از آن مرا به تصحیح ترغیب فرمودند. با بازخوانی این اثر بینظیر دریافتم نویسنده اعجوبهای در ساحت فلسفه است که متاسفانه ناشناخته مانده است. پس از تصحیح آن بود که با تاکیدهای مکرر جناب دینانی به سراغ اثر مهمتر او یعنی عون اخوان الصفاء رفتم.
منظور از این عنوان چیست و هدف اصلی نویسنده از تالیف این اثر چه بوده؟
پرسش مهمی را مطرح کردید. نخست انکه تا یادم نرفته به این نکته اشاره کنم که اصفهانی در این اثر به ریاضیات نمیپردازد و تنها به سراغ منطق، طبیعیات و الهیات میرود. شاید به این دلیل که ریاضیات شفا جایگاهی در معرفتشناسی ندارد و به نوعی کاملا متفاوت از مباحث دیگر است و دیگر اینکه مخاطبان بسیار خاصی دارد و در اهمیت به پایه بخشهای دیگر نمیرسد. شاید هم به این دلیل بوده که او تسلط یا علاقهای به این دانش نداشته است. از این رو در هیچ یک از آثار مستقل و حواشی و شروحی که از خود به یادگار نهاده به اثری با موضوع ریاضی و دانشهای مشابه بر نمیخوریم.
اما در باب نامگذاری این اثر: او در مقدمه نخست به این نکته میپردازد که در شرایط اجتماعی مناسبی نمیزیسته و با سختیهای فراوانی مواجه بوده. این در حالی است که شرح کتاب پربرگ و بینظیری چون شفا قطعا به فضایی آرام و مناسب برای تامل و اندیشهورزی نیازمند است. از سوی دیگر دانشجویان فلسفه هماره در استفاده از این منبع دچارمشکل بودند. از این رو در ابتدا دچار تردید میشود که آیا به سراغ شفا برود یا نه ؟ و آیا توفیق شرح چنین اثر عمیقی را در شرایط دشوار یاد شده خواهد یافت یا نه؟ به سراغ قرآن کریم میرود و پس از استخاره عزمش جزم میشود که حتما به هر نحو که شده به این مهم بپردازد. او کتاب خویش را از روی فروتنی «یاری رسان پاکدلان در فهم کتاب شفا» مینامد. با این امید که بتواند گامی کوچک در این عرصه بردارد.
نکته شگفتآوری که به نوعی حاکی از نبوغ و استعداد فوقالعاده وی است اینکه او که در سن 14 سالگی به درجه اجتهاد نایل آمده بود! نخست در سن 16 سالگی به شرح شفا میپردازد، اما متاسفانه به دلایل نامعلومی در اثر یک آتشسوزی از میان میرود و بعدها در سن بیست و دو سالگی دوباره اثر حاضر را مینویسد و آن را به شاه سلیمان صفوی تقدیم میدارد.
آن گونه که در صحبتهای قبلی از زبان مرحوم سید جلال نقل فرمودید، اثر حاضر به گونهای شرح مختصر شفا به شمار میآید. آیا او تنها به توضیح عبارت شفا بسنده کرده است؟
در پاسخ به این پرسش شما به اختصار باید بگویم گرچه هدف اصلی او شرح و گزیده کردن عبارات شفا بوده، اما در موارد محدودی به نقادی آنها نیز میپردازد که این نیز حاکی از احاطه وی بر فلسفه اسلامی و منطق است. در مقدمه به تمامی این موارد اشاره کرده ام. و قطعا اینجا جای طرح آن مباحث تخصصی نیست.
اساس تصحیح شما مبتنی بر چه نسخههایی بوده است؟
مرحوم سید جلال متاسفانه نسخه معتبر این اثر را در اختیار نداشتند و به ناچار بر اساس نسخهای مغلوط و با استناد به دانش شخصی خودشان برگهایی از الهیات را تصحیح فرمودند. از این رو جستجوهای فراوانی کردم و سر انجام در کنار نسخههای چندی که از این اثر در چندی از کتابخانههای داخلی وجود داشت به نسخهای دست یافتم که در برگهای متعددی حاشیه بلاغ داشت. یعنی نویسنده با فاصله اندکی از تالیف کتاب، این نسخه را با دستنوشت خود مقابله و تصحیح و در برگهای متعددی به قلم خویش نوشته است که خود نسخه را مقابله کرده و مورد تایید وی است. از این رو همین نسخه را اساس تصحیح خود قرار دادم که به منزله نسخه خود نویسنده است. البته باید به نکته نیز تصریح کنم که تاکنون نسخه خط مولف یافت نشده است.
اگر در پایان نکتهای باقی مانده بفرمایید.
با توجه به سالها پژوهش بر روی متن شفا بر این باروم که اثر حاضر میتواند هم به عنوان متن درسی مورد استفاده قرار گیرد و هم به عنوان شرحی کوتاه برای دستیابی سریع و آسان به اندیشههای ابن سینا بدون درازگویی و پیچیدگی. در اینجا جا دارد بار دیگر از مسئولان و دست اندرکاران موسسه پژوهشی حکمت فلسفی قدردانی نمایم که این اثر مهم را درقالبی زیبا منتشر کردند. نیز از معاونت محترم پژوهشی موسسه جناب آقای دکتر یوسف ثانی که با نکته سنجیهای عالمانه خود مرا به برخی اشکالات رهنمون ساختند.
منبع: ایبنا
نقدی بر کتاب هستی و زمان هایدگر در نظر به ذات و در ادراک: هوسرل هایدگر هگل کانت و ابن سینا و میرداماد /مولی
نویسنده: جهانشاه ناصر
مؤلف جهانشاه ناصر
مترجم
دسته فلسفه غرب
موضوع شرح وجود وزمان هایدیگر
ناشر انتشارات مولی
قطع رقعی
نوع جلد گالینگور
شابک 9786003391772
تعداد صفحات 81
برای خرید کتاب نقدی بر کتاب هستی و زمان هایدگر در نظر به ذات و در ادراک: هوسرل هایدگر هگل کانت و ابن سینا و میرداماد /مولی به کتابگاه مراجعه کنید
شناسنامهی اسفندیار منفردزاده
به کوشش:حسین عصاران
در ذهن من مهمترین مشخصهی منفردزاده، تفاوتِ اندیشه و بینش و پیشرو بودنِ او در آفرینش است. کارهای شناختهشدهاش در زمانِ خود پیشرو و تازه بوده و در گذر زمان، شاخص هنر زمان خود شدهاند. اما همهی اینها محصول دوران شناختهشدگیِ او از «قیصر» به بعد است؛ پس از آن که توانست پیگیر سلیقهی خود باشد، مدام از خود بگذرد، تجربه کند و خودش را در انتخابهایش بازتاب دهد. در این کتاب میشد خیلی زود از دوران کودکی و نوجوانی گذشت و به کارنامهی شاخص و پرجلوهی او از «قیصر» به بعد رسید و اینچنین او را نابغه و پراستعداد جلوه داد. اما از خود او یاد گرفتهام که کسی دانا به دنیا نمیآید. تلاش و تجربهها و کیفیت زندگیِ انسانهاست که به آنها هویت میدهد. توانمندی در آفرینش هنرمندانه، جدا از آنچه که «استعداد فردی» مینامیم، نیازمندِ تجربهورزی و گذر از سیاهمشقها و در معنا، «پرورش» است. گفتههای او هم میرساند که بیدار و هوشیار زندگی کرده؛ برای تجربه، خطر کرده؛ آرزوهایش را پرورانده و برایشان به پیش رفته است… *متن از مقدمۀ حسین عصاران بر کتاب «شناسنامهی اسفندیار منفردزاده»
150,000 تومان
شناسنامهی اسفندیار منفردزاده عدد
شناسه محصول: 99262-1 دسته: پژوهش, زندگینامه, وقایع نگاری برچسب: ادبیات, تاریخ, حسین عصاران, زندگینامه, نقد ادبیات, نقد و بررسی
جزئیات کتاب
پدیدآورندگان
حسین عصاران
نوع جلد
شومیز
وزن
330
موضوع
بررسی شعر معاصر فارسی, ترانه های ایرانی -نقد و بررسی
سال چاپ
1401
تعداد صفحه
360
قطع
رقعی
نوبت چاپ
دوم
توضیحات نظرات (0)
کتاب شناسنامهی اسفندیار منفردزاده: دفتر نخست از آغاز تا «قیصر» به کوشش حسین عصاران
گزیدهای از متن کتاب
پیشدرآمد
اسفندیار منفردزاده
بیا سهراب کشتن را براندازیم از رسم زمانه
که هر دم نو شود، زیبا شود، پویا شود این جاودانه
دیوانهی فیلم «رضا موتوری» گفت: «زندگی همهاش تجربه است.» من هم به گفتهی او باور دارم. ما زندگی خود را تجربه میکنیم که اگر این تجربه را به دست دیگران برسانیم، آنها و آیندگان با تجربهی بیشتری زندگی خواهند کرد. از این روی همگان وظیفه دارند به حکم عشق به انسان، تجربههای خود را به دیگران، به ویژه جوانان بسپارند که سازندگان آیندهی جهان هستند. اگر چنین نکنند و همهی تجربههای خود را شفاف و صادقانه بیان نکنند، بیثمر زندگی کردهاند.
وظیفهی من انتقال همه تجربههای مفید و مضر است؛ بودند تجربههای زیانباری که راهنمای تجربههای مفید شدند. من با این نگاه زندگیخودم را با شفافیت و بدون رعایت پردهپوشیهایی که در فرهنگ سنتی ما مرسوم است، اما مقبول من نیست، بازگو کردهام.
همواره آزادیِ بیان همهی اندیشههای سیاسی آرزوی من بوده است. یعنی آرزوی رسیدن به جامعهای سالم که مردمان آن همچون شهروندان کشورهایی از جهان رخصت و فرصت انتخاب و عزل پی در پی دارند. در راه رسیدن به این آرمان است که کوشیدهام تا حد توان، پرسشی را بیپاسخ نگذارم.
***
ایدهی نخستِ روایت تجربههای زندگی من، از دوست گرامیام، ناصر زراعتی بود که روبروی دوربینش نشستم و از زندگیام گفتم؛ پس از آن از پاریس، دوستِ آن زمان ناآشنا، هانی ظهیری، که با گذشت چند ماه، شد یار بسیار ارجمند و گرامیام. این یاور انجام گفتوگویی را برای کتابی از زندگی من پیشنهاد کرد که به پشتوانهی دانستهها و نوع نگاهش به کارنامهی کاریام استقبال کردم.
در تمام این سالها و به لطف همیابیهای فضای مجازی، در تماس پیوسته با حسین عصاران، پاسخگوی کنجکاویهای او هم از زندگی کاری و هنری خودم بود. پیشنهاد او نیز برای شکلدهی به چنین کتابی پا برجا بود. همچنان که ایدهی جمعآوری و انتشار همهی کارنامهی من را هم خود او مطرح کرد و انجام داد.
با رضایت و مشورت هانی ظهیری و ناصر زراعتی، همه آنچه را که با این دوستان از زندگیِ گذشته و کارنامهام گفته بودم به حسین عصاران سپردم تا او با توان و تجربهاش به سلیقهی خود، این کار را هم به انجام برساند.
***
پس از بازبینی و ویرایش گفتههای خودم، در مقابل درخواستهایِ حسین عصاران به خواندن متن نهایی کتاب، ایستادگی کردم تا او در اعلام نظر خود آزاد باشد. همچنان که به پیشنهاد او این کتاب در سه جلد جداگانه، با سرفصلهایی که خود به آن اندیشیده، منتشر خواهد شد.
بنابراین حسین عصاران با مسئولیت خودش، نخستین ارزیاب صحبتها و گفتههای من است. همچنان که همهی خوانندگان این سه کتاب میتوانند و بهتر است که خودشان گفتههای من را ارزیابی و نقد کنند.
میدانم که همنسلان من در این کتاب خاطرههای خود را پیگیری خواهند کرد، اما خرسندم از نسل جوان که بیپیشداوری و با دقت، به سنجش گذشته، نشسته و این خوشبختی من است که با همین نگرش ارزیابی خواهم شد.
***
باید سپاسگزار کهنیارم از کهندیارم، مسعود کیمیایی باشم که در پیشگفتار کتاب از من گفته است. مسعود ناگزیر با چشمداشتی هنرمندانه، از دوستی دیرینه و زیبایی کنارهمبودنمان در «دوران خوش اختناق» نوشته است. بیش از چهل سال از دوریمان گذشت؛ من و او از این سو و آن سوی جهان دوستی کردهایم، چه زیبا که همواره به نظاره و نقد یکدیگر نشستهایم؛ که رسم دوستی و مهر همین است.
سپاس از مهرورزی هنرمند نواندیش و دوست گرامی، طراح و آفریدگار خوشفکرِ هنر، فرشید مثقالی؛ حضور این هنرمند در طراحی جلد «شناسنامه»ام که به مِهر و مُهر خود آفرید و به انجام رساند، سربلندی من است.
درپایان شایسته است از تلاش پیگیر یاور سالخوردگیام، حسین عصاران، سپاسگزاری کنم برای به سرانجام رساندن این «شناسنامه». دغدغهی شناخت نقادانه، از او پژوهشگری ساخت که پیوسته در کوشش است برای ریشهیابی و سنجش گفتهها و شنیدهها تا بازتاب دهندهی درستگویی باشد، نه درشتگویی.
امید دارم که برآیند این تلاش کارآ باشد.
کتاب سوانح اثر احمد غزالی با تحقیق جعفر مدرس صادقی از سوی نشر مرکز در دست انتشار است
دربارهی کتاب:
احمد غزّالی در «سوانح» با این که زبانی بهشدّت موجز و فشرده به کار برده است، لُبّ کلامش را به سادهترین شیوهی ممکن بیان کرده است و با وجود همهی مفاهیم پیچیدهای که قصد دارد به گوش ما برساند، نَفَس گرمش در عمق وجود ما نفوذ میکند و اگر دل به گفتار او بدهیم، ما را قدم به قدم به دنبال خودش میکشد و با خودش به ماورای آنچه با حواس پنجگانهی بشری قابل درک است میبرد. عینالقضات همدانی در «مکتوبات» ــ که در ویرایش ما به پیوست رسالهی «سوانح» نقل شده است ــ آنچه را که احمد غزّالی سربسته و در پرده گفته بود باز میکند و به روشنترین وجه ممکن با ما در میان میگذارد.
عینالقضات همدانی با «مکتوبات» به همان راهی رفت که احمد غزّالی رفته بود. عینالقضات تجسّم عینیِ آن عاشقیست که در «سوانح» احمد غزّالی به معشوق میپیوندد و با او یکی میشود. «سوانح» احمد غزّالی با عینالقضاتی که «تمهیدات» و مکتوباتش را نوشت ادامه پیدا کرد و با آن عاشقی که در همدان به دار آویختند به نقطهی پایان رسید.
برای تهیه کتاب سوانح اثر احمد غزالی با تحقیق جعفر مدرس صادقی نشر مرکز به کتابگاه مراجعه بفرمایید.
کتاب آغاز بهار اثر پنلوپه فیتزجرالد ترجمه آناهیتا مجاوری به همت نشر نی منتشر شد
همسر فرانک رید، چاپخانهدار انگلیسی ساکن مسکو، در یک روز سرد زمستانی بیدلیل او را ترک میکند. زندگی فرانک دستخوش تحولاتی میشود که با تحولات روسیهی در آستانهی انقلاب همسو میشوند. هیچکس از اتفاقات پشت پرده خبر ندارد، هیچکس نمیداند چرا همسرش رفته تا اینکه اولین جوانههای بهار از دل سرمای زمستان سر برمیآورند و رازها از پرده بیرون میافتند…
رمان
نویسنده
پنلوپه فیتزجرالد
مترجم
آناهیتا مجاوری
شابک
978-622-06-0517-1
تعداد صفحات
226
نوبت چاپ
1
قطع
رقعی
جلد
شومیز
وزن
250
قیمت
1,800,000 ریال
برای خرید رمان آغاز بهار اثر پنلوپه فیتزجرالد ترجمه آناهیتا مجاوری به کتابگاه مراجعه بفرمایید.
تضمین در قرآن از نگاه مفسران
از جمله مباحث ادبی نحوی که در ترجمه و تفسیر قرآن نقش مهمی ایفا میکند، مبحث تضمین است. در این مجموعه، فوايد تضمین و نقش آن در حدود 500 آیه قرآن ارائه و در مواردی دیدگاه مفسّران مورد نقد قرار گرفته است. در نگارش این اثر، نزدیک به 3000 منبع ادبی، لغوی و تفسیری بررسي شده و فهرستها و آمارهای مفيدي ارائه شده است.
علوم قرآن و تفسیر 1397 فارسی اول رقعی شومیز
ناشر: مرکز بین المللی ترجمه و نشر المصطفی(ص)
نویسنده: حمید الهیدوست
تعداد صفحات: 352
شمارگان: 500
شابک: 9786004296007
شناسه ملی: 4857931
برای تهیه این کتاب ادبی به کتابگاه با کمک لینک زیر مراجعه کنید:
https://basalam.com/ketabeadib/product/366053?sh=copy-O3bN-product
کتاب زیبایی شناسی آیات قرآن
اثر سید حسین سیدی کوشش می کند
با رویکردی زیباشناسانه و با توجه به مفاهیم زیباشناختی و مولفه های نقد جدید، زیبایی متن قرآنی را بکاود.
و ضمن طرح دیدگاه های فیلسوفان غربی و اندیشمندان مسلمان در مفهوم زیبایی و زیباشناسی و زبان قرآن، به مباحث اصلی ای همچون: بررسی و بیان جنبه های زیباشناختی متن قرانی به همراه نمونه ها و شواهد تشکیل دهندهٔ زیبایی آن، از جمله زیبایی شناسی واژه ها، جایگاه واژه ها در متن، بافت، تصویر، کارکرد تصویر، موسیقی و مؤلفه های بلاغی همچون مجاز، استعاره، تشبیه، فاصله و کارکرد آن در قرآن و مقایسه قرآن با شعر عرب بپردازد.
کتاب زیبایی شناسی آیات قرآن، در سه بخش تدوین شده و هر بخش به فصل هایی تقسیم گشته است.
یادآور می شود، کتاب «زیبایی شناسی آیات قرآن» در 480 صفحه با تیراژ 1400 نسخه و قیمت 7500 تومان به همت گروه پژوهشی ادبیات و هنر اسلامی دفتر تبلیغات اسلامی خراسان تهیه و توسط اداره نشر پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی منتشر شده است. برای تهیه کتاب به کتابفروشی ادیب فقه جواهری مراجعه بفرمایید: @ketabeadib
گذری بر زیبایی شناسی آیات قرآن |
عباس جباری مقدم
این اثر پرداختی است به مؤلفه های زیبا شناختی آیات قرآن کریم؛ مؤلفه هایی که لفظ و معنا را چینشی پرانسجام بخشیده اند و برآمد چنین انسجامی است که شیوه های بیانی و بدیعی جلوهای هرچه استوارتر یافته اند؛ در نتیجه قرآن زیبا وچشم نواز و نشاط بخش ذهنهاست؛ به حدی که عرب معاصر نزول این متن مقدس - با همهٔ فهم ادبی اش - قرآن را بزرگ داشت و در برابر بی مانندی آن تعظیم کرد. معرفی این اثر بر سه بخش وهر بخش بر چندین فصل بنیاد دارد. «کلیات ، عنوان بخش اول است که از پنج فصل تشکیل یافته است:
و ارسطو را نخسنین متفکرانی میداند که به بحث درباره زیبایی پرداخته اند؛ با این تفاوت که افلاطون به کارکردهای اجتماعی هنر توجه کرده و ارسطو به کارکردهای فردی، فلوطین دیگر منفکری است. که دربارهٔ هنر اندیشیده و به پیوند زیبایی و خیر اذعان داشته، به این قائل بوده است که زیبایی را روح درک میکند و حواس تنها بازتاب آن را درمی یابند؛ تحت تأثیر اندیشه های وی بود که امثال سنت آگوستین باور داشتند منشا زیبایی خداوند است. طرح اندیشه های این چنینی در حوزهٔ هنر و زیباییشناسی، موجب رواج بحث هنر دیئی و خاستگاه دینی هنر شد. بعدها هگل و کانت در حوزه مباحث
اخلاقی و فلسفی زیبایی شناسی را مطرح کردند.
نویسنده پس از این بحث و فحص میگوید: هنر در تمام حوزه ها بازتاب یک حقیقت دینی است ودرپی، به «مبانی هنر و زیباییشناسی» میپردازد. او در ادامه به مناسبیت سخن از فرم و محتوا از رورویکرد ساختاگرایان و مضمون گرایان یاد می کند و در آخر یادآور می شود هنر باید کارکرد شناختی - معرفتی داشته باشد و تنها حس زیباییشناسی
آدمی را تحریک تکند.
فصل دوم: مؤلف پس از درآمدی کوتاه دربارهٔ ماهیت وغایت هنر و دین از ناهمانندی ها و همانندی های این دو سخن به میان می آورد و در پی عنوان «قرآن وزیبایی» میگوید متعلق زیبایی در قرآن دو چیز است: زیباییهای محسوس وزیباییهای معقول . در ادامه زیبایی را از دیدگاه متفکران مسلمان برمی رسد و به اقتضا نظرگاه غزالی را دربارهٔ زیبایی را پی میجوید و بیان می دارد که نظر غزالی به زیبایی امور محسوس محدود نمی شود. در آخر دیدگاه مولوی را در این باره می آورد.
فصل سوم: مباحث زیباشناسی آیات در دو حوزه معنا ولفظ مطرح میشود که به خود، بحث تاریخمندی قرآن را پیش میآورد، زیرا فهم زیباییهای لفظی و معنوی، بدون درک و شناخت عناصر و اجزا و زمینه ها امکان پذیر نیست. نویسنده میگوید قرآن طی ۲۳ سال بر پیامبر نازل شده و به همین دلیل پیوندی استوار با حوادث زمان پیامبر(ص) دارد و از همین روست که از روشهای فهم قرآن توجه به مباحث شأن نزول و سبب نزول است و به همین مناسبت ازمکی و
مدتی بودن سوره های قرآنی و معیارهای این سوره ها سخن می راند.
پیوستگی و نظم فرآن ازدیگر مباح ٹایین فصل است۔ لویندہ بیان میکند در یک نگاه سریع نوعی بی نظمی و بی ارتباطی میان مطالب قرآن وجود دارد، اما تثبیت و درنگ پیوستگی شگفتانگیز آن را نشان می دهد؛ البته این نظم فقط در سطح واژگان و سبک واسلوب آن نیست، بلکه در معانی آیات نیز به چالم میآید. در آخر آیاتی را مثال
میزید که در ظاهر پراکنده ودر واقع مکمل یکدیگر سد۔
فصل چهارم: فر آن کریم در ساختار و مدلول واژگان عربی تغییر و تحول بسیار ایجاد کرده است. این تعبیر که زبان فر آن را از ادیات جاهلی متمایز میسازد، موجب زیبایی آن شده است. این تغییر را در واژگانی چون تسبیح، عيادات معقرت ، زكاته، حج و... میتوان مشاهده کرد. فصل پنجم:فران کریم یک متن است وا درک مراد آن الزامانی را از خوانده میطلبد» و برای فهم آن همانند هرمشی باید به پیشی فرصی هایی باید توجه کرد:
ܒܪܝ ܧܝܚܐ يې په لاس ا رت نيسي مشې قابل تفسير استاد ملې است به منزلفه های زیباتلاخی ڈوبطون است، خداوید آزائوال آن آبات قرآن کیها: سولفه هایی که هدف دارد و به زبان عقلاباما سخن
لفظ و معلاالاچیالتی بیانسجام گفته و شایع برای بیان مقاصد خود
از القاق و جملات معادار استفاده کرده و ... بعد نویسنده یه نقلی یافت در فهم قرآن اشاره میکند و برای تبیین بحث همواردی را نمونه میآورد که با فراگرفتن در متن معنای حقیقیشان را می نماید؛ مثلا فرحین در آیه «ان الله لا بحب الفر حین» به معنای شادی نیست، بلکه به معنای تکبر است و این از
یافت یا میآید.
اسیک فرآن، از عنوان های این فصل است که ادعان شده دربارهٔ آن به راحتی نمیتوان سخن گفت؛ با این حال فرآنپژوهان در فهم سبک فرآن این رویکردها را داشتهاند: ذوقی، زبانی، هنری و عقلی، زبان فرآن» عنوان دیگر این فصل است و به اقتضا دربارهٔ زبان فرمی و عرفی و زبان دین و نظریه غیر شناختی بودن زبان بحث کرده است. عنوان معناشناسی در زمانی واژگان قرآنی» هم به این نکته نظر دارد که بسیاری از واژگان فرآی، مدلول حسی داشته اند، اما یه مرور زمان مدلول تجریدی پیدا کردهاند؛ از جمله: تقوا، توابی، صلوة، رحمان وحی و.......
«شناخت قرآن، عنوان بخش دوم است و ازدو فصل نشگل یافته است: فصل اول: این فصل از غربی بودن زبان قرآن و واحه اعجاز آن درلفظ و معناصحن به میان آورده است و به شبهه هایی گوشزد کرد، که اعجاز قرآن را لمی پذیرند و صفحاتی را به جواب این شبهه ها اختصاصی داده استا در ضمن دربارهٔ تفاوت فرآن یا دیگر معجزات و پیشبیه های
بخشیدهاند.
_
پژوهشی های اعجاز ادبی به تفحصی پرداخته است.
فصل دوم: علاقه مسلمانان به دین و قرآن سبب شدیه جمع کرد واژگان شعری دست زیسدنا عقلانی نرفر آن را تفسیر نماید! به عبارتی یا نزول قرآن جنبش نقد ادبی عرب پایهگذاری شد. مهمترین مسئله برای ناقدان عرب در بررسی متن قرآن مسئله اعجاز بود؛ از مجموع آرای آنان این رویکردها را میتوان برشمرد: ۱. برخی اعجاز را به فصاحت تفظ قرآن برمیگرداند. ۲- برخی به صرفه اعتقاد دارد. ۳- برخی به اعتبار اخبار غیبی و خبر از آینده میدانند.
- --.
نویسنده در آخر این فصل دیدگاه این افراد را برمی رسد: خطابی، برماسی، با فلانی، قاضی عبدالحیار معتزلی، عبدالقاهر جرجانی، یحیی بن حمزہ علوی، فحریلزی، زمحشری۔ این ائیر، سید قطب، احصا۔ ایدوی، طالقانی، بازرگان، معرفت. «زیباییشناسی آیات فرآن» عنوان بخش سوم است که از هفت فصل سامان یافته است: فصل اول: مؤلفه های زیبایی شناختی در سه حوزه لقق و سعداو پیوستگی آیات مطرح میشود. نویسنده در پی طرح مؤلفه های زیبایی شد.احتی به بحث و تقر درباره موسیقی میپردازد و به شناسی از سمفونی های فر آن و کارکرد موسیقایی فاصله ها وموسیقی در سوره هایی از حزه سیام فرآن و موسیقی درویی و بیرونی در قرآن سخن میداند. فصل دوم: فاصله در شکلگیری موسیقی آیات نقش بسزایی دارد و آن کلمهٔ آحر آبه مثل فافیهٔ شعر یا قریهٔ سجع است. به گفته نویسنده فاصله نه فقط کارکردی موسیقایی دارد، بلکه به تغییراتی منجر می شود و برخی ترکیب ها را از حالت عادی خارج میسازد؛ ازجمله تقدیم و تاخیر، افزایشی حرفی برای رعایت فاصله و حذف حروف عله بعد از جنبههای زیاشناختی فاصله سخن به میان میآید.
فصل سوم = نویسنده پس از پرداخلی کوتاه به جنبهٔ زیبا شما حتی تکرار نشاسی لفظ و معنا نادرسه حوزه تناسبی آوایی به معنایی، گریلی دقیق واژگان و معنای تصویری بررسی میکند. در حوزه نشاسب آوایی معنایی آمده است؛ واژگان بدهیه موضوع وسعتا تقسیم می شوند؛
واژگان بزم وشادی با واژگان جنگ و ستیزه متقاوت است. وی بحث را یا انواع دلالت (آوایی، اجتماعی، روائی و حاشیهای) و اختلاف حرکت و اختلاف معلا و گسترشی در ساختار و گسترش معنا پی میگیرد. اگزیش دقیق واژگان، حوزه دیگر است؛ مخاطب میخواند واژگان قرآنی چنان چیلی یافتهاند که نه فقط ناسی لفظی و معنوی در آن رعایت شده، بلکه امکان تعبیر واژهای در یافت و ساختار وجود ندارد.
وذیل ارفع یک شبهها یا این عنوان هارویاروی می شود؛ مقهوم زاید بودن حرفها، علت اعتقاد به زاید بودن حرفا = نقشی زیبایی شناختی حروف زاید، کارکرد سبکی مضمونی حروف در برخی از آیات، کارکرد حرف از جهت ذکر و حذفت. حوزه دیگر به معنای تصویری ، است؛ آنچه
مد نظر است، معنایی است که در آیات به تصویر کشیده شدهاند.
فصل چهارم = این فصل با تعریفی از استاد شفیعی کدکنی دربارة تصویر شروع میشود و پس از بیان اصول تصویرگرایان میگوید: لافدان کلاسیک عرب در بررسی زیباییهای فر آن به مستله تصویر هم پرداختند. بعد با عنوان هایی چون تصویر در فرآن، مؤلقه های تصویر هنری در فر آن، تصویر و بافت، تصویر تابلو، تصاویر تقابلی بحث را
بط میدهد.
فصل پنجم؛ التقات، یعنی آنتقال کلام از حاصریه غایب، از غایب به حاضر و از ماضی به مستقبال وآزمستقبال به ماضی. در حقیقت، صفت التقات نوعی ویژگی سبک شناختی است که گوید، در کلام به آن روی می آورد. این فصل بحث و فحصی دربارهٔ التفات در قرآن ذیل این عنوان هاست: انواع وحالات الثقات، کارکرد القات، جنيه سبک شاخهای لنفات، حوزه های القات در قرآن، الفات در حوزهٔ
واژگان، انواع معنا، انحراف در ساختار نحوی.
فصل ششم = نوید + درآئےن فصل بہ مجازدوااستعارہ وتلبیہوکسایہ در قرآن میپردازد و نقش هریک را در بیان قرآنی گوشزد میکند.
فصل هفتم: قرآن کریم که لفظ وسعتبارا در کنار هم قرارداده، دارای فنون بدیعی بسیار است؛ طباق، توریه، مشاکله، جناسی، نویسنده در پایان این فصل، برخی آیات را (ازجمله آیه ۲۶ و ۲۷ سوره بقره» از جلیه های زیبا شناختی یا رسیده است.
تقد و فنی خواننده این کتاب را ورق می زیاد، مطالبی یه ذهنشی خطور میکند که میتواند انتقادی به این اثر باشد: ۱- نویسنده در صفحه ۱۸ میگوید: «رویکرد این پژوهشی رویکردی زیباییشناسانه است که میکوشد یا توجه به مفاهیم از با شناختی و مؤلفه های قد جدید، زیبایی های متن قرآنی را بکاود. سؤال پیشی میآید که مفاهیم زیبا شناختی و مؤلقه های نقد جدید کدام است و کدام فصل و بحثللی با توجه به این مفاهیم و مؤلفه ها به واکاوی زیبایی های متن فرآی احتصاصی دارد. البته در فصل اول بخش سوم از موسیقی درویی ویروبی قرآن سخن رفته که می توان سابقهٔ بحث را در موسیقی شعرا شفیعی کدکی مراغ گرفت. نویسنده یک فصل یا بخشی رایاید به این مقاهیم و مؤلقه ها مخالصی میساخت و بعد میگفت یا توجه به این مفهوم فلان آیه و سوره فران زیباست؛ دیگر باید با سجع و مشاکله و مجاز و تشبیه، یه زیبایی شناختی آیات قرآن میپرداخت؛ چون دیگر این بحث ها جایگاهی نخواهد داشت؛ مؤلفه های نقد جدید حرف و سخین نازه میطلبد.
۲. تکراروا به عبارت احری » در این ماشین زیاد به چشم می آیدا برای نمونه بلد دوم صفحه ۱۸ و بلد اول صفحه ۱۹ را با هم بسنجیم . این دوید در واقع پردالحسن به یک موضوع است؛ منسنها یا واژگان والقاضی متفاوت. در بلد سوم صقحه ۱۸ و بد دوم صفحه ۱۹ هم این تکرار
دیده میشود.
۳- کلیائی دربارهٔ زیبایی شناسی به عنوان فصل اول بخشی اول است. نویسنده ذیل این عنوان به سیراندبیله زیباییشناسی در غرب میپردازد. اما ذهن با این پرسلی رویاروی می شود که چرا نویسنده محترم در پژوهشی خود به این موضوع پرداخته است. ممکن است ایشان بفرماید میخواستم حواننده را یا پیشبیه زیبا شناسی آشنا بازم. این دلیل را میتوان پذیرفت، اما باید گفت زمانی این بحث کاربرد دارد که دریایه ملی اسلامی سخن بگوییم یا بخواهیم یا توجه به نظریات دالمندان غربی زیبایی شناسی آیات فر آن را پیشی گیریم، شناخت زیبایی آیات بیاید بر میبای فرآن وست و نظریه دانشمندان اسلامی باشد. ممکن است نویسنده بگوید در فصل دوم این بخشی
به سابقه آیین بحث در میان اندیشمندان اسلامی پرداخته آست.
بله به این بحث پرداختهاید، اما معین نکردهاید که براساسی مبانی و مرام کدام یک از این بزرگان بحث را پیش می برید و چون ملتحصی نلسودهاید، ضبط نظریه آنان در این کتاب لماری نخواهد داشت و چون به نقل یک یا چند عبارت از سخنان ایشان اکتفا کردهاید و نظر اییان را آن طور که بیاید و شاید بسط ندادهاید، مخاطی از خواندن این فصل بهره و فایدهای درخور و چشمگیر نخواهد بود. ". نویسنده در صقحه ۲۶ آورده است: از یا از نظر او همان خیر حوا. است وخیبر درپی زیایی آستا. واحد مطلق خیر حواء، فبل ازمیر چیز زیباست، چون خیر است؛ پی خیر منشا نخستین است که زیبایی از آن صادر می شود». با خواندن این عبارت میپرسیم مگر حیر منشا نخستین نیست که زیبایی از آن صادر می شود، پی چرا در ابتدای نقل قول آمده خیر در پی زیبایی است. به عبارت دیگر نوعی نافضی در این عبارت کوتاه می توان دید. در ضمن عبارت صفحه یعد که «فلوطین زیبایی با ناشی از نوع و هرچه را که زیباستا به واسطه بهرهمندی آن از روح یا دوری از جمالیت میداند)، نقضی بر این حرف است: «خیر منشا نخستین است که زیبایی از آن صادر می شود». احتمال دارد نویسنده این تقاضی را نپذیرد، در این صورت بهتر است. مفهوم را با قلمی روان ترومنسجم تربیان کند. ۵. برخی جمله ها شتاب نویسنده را میرساند؛ گربه میتوانست جمله های بهتر و روشنتری را ثبت نماید:
صقحہ ۲۷ء برد۔ اول: الجسم زیبا بهره بیایی از نیروی صورتی خلیں که از صور خدایی میآید، وجود پیدا میکند». به نظر گرابا، فیل از بهره یابی میآمد، جمله روان نر به نظر میرسید. درضمن «صور حدایی » مبهم است و توضیح و تبیین یشتری میطلبد.
صفحه ۲۹، باید اول: «آثار این دوره از حوزه های شعر، هنر، نحو، بلافات و مباحث مربوط به زیبایی فراوان است». اگر در جایگزین «از میشد، جمله روان تربیه نظر نمیرسید؟! خلاصه مفهوم این جمله رابہ محارئیروزبیٹائرمینوان نوشست۔
ص ۲۰۹، باید اول: «متن قرآن به عنوان مشی که برای عرب ها و غیرعرب ها که با زبان و ساختار زیان ادی آشنا هستند، معجزه است». این سطر پایان ندارد؛ در ضمن یا جمله بعد ارتباطی ندارد؛ ولی » در جمله اخیر زاید است. ۴ ص ۱۹۴، بد اول: حرف اضافه ای که با لجاجت و علاد به کار
میرود، «یا» است، نه «به». ۶. اشکال دیگری که به این نوشته میتوان گرفت، این است که نویسنده بحث و نظرهای گوناگون دربارهٔ یک مطلب را طوری چیلی نداده که خواستاده تمام وکمال سخن او را در یابد؛ به عبارتی درنقل قول ها و تعریف ها و پرداختن هایشی انسجام معنایی حمله ها و یندهارا رعایت نکرده استا از این شاخه به آن شاخه بسیار شد. است ابرای نمونه به صفحه ۳۱، باد ۳ و صقحه ۳۲ اشاره میشود. وی ذیل «تعریق زیباییشناسی»، بی هیچ مقدمه ای، تعریقی از زیبایی شناختیاراته میدهد و بعد بدون هدفی میگوید زیباشناسی سه جزه دارد و بعد بدون پیشی درآمدی، از ویژگی آثاری یاد میکند که دارای صفت زیابی اند؛ سپس در صفحه ۳۲ میگوید: زیبایی را از منظر دهلی و عیسی هم می توان تعریف کرد و بعد از بیان تعریقی از منظر دهلی، سخن آگوستین را در تایید این نظر میآورد. بعد بدون هیچ ارتباطی ساحلی از آکوین میآورد....... می یتیم نویسنده برای چیبالی مطالبشی طرحی ندارد؛ از همین رو به نتیجه ای نمیرسد که از این همه مفاوخست و گفتگو کدام برای را میپسندد و کدام را در این
پژوهشی مبتلا فرار میدهد.
۷. در بحشی از کتاب آمده است: هنریعتی درک عاطفی حقیقت. نویسنده تعریفی از حقیقت اراته نداده است. تا مخاطی تعریفی از حقیقت نداشته باشد، نمیتواند به درک روشی از سخنان وی برسد. این اشکال در بحث هایی چون مشاکله و... وجود دارد. ۸- گاه تناسب عنوان های حواننده روشن نیست؛ مثلاً در صفحه ۳۰۳ رابطهٔ عنوان «جنبه زیبایی شناختی تکرارا و لباسی لفظ وسعنا، معلوم نیست. این مواردیه توضیح و تبیین نویسنده نیاز دارد. ۹. نویسنده بیآنکه بخواهد با آوردن شاهد مثال های بسیار، خواننده یاخته میکند؛ مثلا حدود ۳۵ عسقحه (۲۴۰-« ۲۷۵) نمونه آورده که آیات قرآن آهنگین و موسیقایی الد؛ درحالی که می توابسته همه بحث بابائے رمسی یکی دوسووہ جمع کند۱۰. برخی مطالبی توضیح نویسنده را میطلبد. در صفحه ۱۹۹۹، سمقولی با حرف «ل t: مؤلف تبیین نکرده به چه دلیل حرف «ل » شانزده یار تکرار شده است.
- صفحه ۲۰۰۶، سطر ۱۳ء به ویژگیها، مبهم است.
۱۱. در فصل اول بخش سوم آمده است: «از جمله این عناصر می توان به موارد ذیل اشاره کرد» و فقط به عصر موسیقی اشاره کرد، است 1 به عباری شماره ۱، شماره ۴ و ۳ در پی ندارد. در آخر باید گفت این نقد و انتقاد از اهمیت کارل میکاهد، و سعی و تلاشی بسیار نویسنده را ندید نمی گیرد.
کتاب «نقش قرآن در تکامل نقد ادبی» نوشته «سعد زغلول» با ترجمه دکتر علی اوسط ابراهیمی از سوی موسسه بوستان کتاب منتشر و روانه بازار نشر شد.اثر حاضر، تکامل علوم ادبی را در پرتو قرآن مجید، به تفصیل بررسی می کند.
زمینه هایی که توجه محققان، در عصر حاضر به آنها جلب شده، زمینه نقد ادبی نزد عرب هاست و آن به طور کلی، میدان ذوق ادب عربی و تجزیه و تحلیل متون آن و آشکار کردن آنچه از هنر و زیبایی در آن وجود دارد و شناسایی پایه های نظری است که این ذوق و تحلیل بر آن استوار است.
بر اساس مطالب کتاب، نخستین گامی که تحقیقات دانشگاهی مصری در این زمینه برداشت، توجه به آثار مولفان نقد ادبی، مانند ابن سلام، جاحظ، آمدی، قاضی جرجانی، ابوهلال عسکری، عبدالقاهر جرجانی و دیگران، کسانی که در ماهیت شعر و بیان عربی و مقایسه میان شاعران، قلم زدند و نیز افرادی در زمینه طبقه بندی فنون صنایع ادبی و توضیح اسرار بلاغت و زیبایی آن کوشیدند.
گام دوم، تحقیق در گرایش های بزرگی است که در تحول نقد و بلاغت عربی مفید است. برخی از محققان به شناسایی فرهنگ یونانی به طور عام و به دو موضوع خطابه و شعر به طور خاص، روی آوردند که تاثیری در فلسفه ذوق عربی داشت و دیگران به تحقیقات جدید درباره روان شناسی، زیباشناسی و جامعه شناسی پرداختند. همچنین به آنچه می تواند بر طبیعت نقد ادبی و منابع آن از روح انسانیت و راه های وارد شدنش به احساسات درونی پرتو افکن شود، روی آوردند.
گروه سوم، دست اندرکار تحقیقات قرآنی از جنبه های گوناگونی مانند کلمه، کلمه های ناآشنا و معانی و نظم و اعجاز شدند و کوشیدند بر اساس این تحقیقات، بیشتر پدیده هایی را شرح دهند که به سلیقه عربی اسلامی اختصاص داشت، که بهترین الگو و سرمشق خود را از کتاب آسمانی در بیان و تعبیر استفاده کرد. طبیعی است که گروه زبان عربی در دانشگاه اسکندریه، در این زمینه های جدید بهره کامل برگیرد. و برای اعضای هیات علمی، تحقیقات و کتاب های مختلفی در این زمینه ها پدیدار شد.
در بخشی از مقدمه کتاب به خامه استاد محمد خلف الله آمده است: «کتابی که این جا تقدیم می داریم به کتابخانه عربی اسلامی تعلق دارد. این کتاب از استاد زغلول سلام، یکی از فارغ التحصیلان مشهور این رشته می باشد. وی از کسانی است که در زندگی دانشگاهی خود به دانش دوستی و تلاش در جست وجو و گردآوری تحقیقات عربی میان منطق دانشمند و سلیقه ادیب شهرت دارد. این کتاب در اصل تحقیقی است که صاحب آن به دانشگاه اسکندریه تقدیم کرد و به درجه فوق لیسانس با رتبه ممتاز نائل گشته است. استاد زغلول در این تحقیق موفق شد تصویر علمی و روشنی از نخستین کوشش هایی که دانشمندان اسلام از پایان قرن دوم تا قرن چهارم هجری انجام داده اند ترسیم کند و در کشف ویژگی های سبک قرآنی از نظر لغت، نظم و روش های تعبیر آن و پی بردن به اسرار بلاغت و اعجاز و تاثیر آن در دل ها بیان کرده اند، بر اساس این پروژه علمی، وی کوشیده است تا رابطه میان این کوشش ها و میان پژوهش هایی که از این دانشمندان و دیگران در تحقیق ویژگی های ادب عربی و اسرار زیبایی و بلاغت آن است، ثابت کند... .
اما طبیعت آن رابطه و پدیده هایش، در طی قرن ها چه بود؟ از نظر تاریخی معروف است که عرب ها وقتی که قرآن را شنیدند به شدت تحت تاثیر قرار گرفتند و در مقابل جذابیت و گیرایی نظم آن، شگفت زده و متحیر شدند. تا آنجا که شماری از روسای ایشان، برخی از جنبه های این دیدگاه را بیان کردند، مانند گفتار عتبةبن ربیعه که وقتی از پیغمبر(ص) آیه های اولیه سوره فصلت را شنید، نزد قومش برگشت. از او پرسیدند: ای ابوولید! پشت سر تو چیست؟ گفت: "پشت سرم سخنی را شنیدم که هرگز نظیر آن را نشنیده بودم. به خدا قسم! شعر و جادو و کهانت نیست. ای قبیله قریش! از من اطاعت کنید و آن را از من بدانید و این مرد را به حال خود بگذارید."
علاوه بر آن، ولید بن مغیره نیز می گوید: "به خدا قسم! سخنان او دارای حلاوت است و ریشه آن چون خرما بن، بارور و شاخه آن خرمای تازه و شیرین است."»
در کتاب های «سیره» نظیر این روایت، بسیار است و همه آنها در بیان تاثیر قرآن در دل عرب و در توضیح تاثیر بلاغت قرآن در وجودشان اتفاق نظر دارند. برخی از دشمنان از همان زمان به برتری جویی و ستیزه ، روی آورده بودند و گفتند: «اگر بخواهیم، مثل این را می گوییم». پیغمبر(ص) مامور شد تا آنان را به مبارزه بطلبد که مثل آن، یا ده سوره یا یک سوره همانند آن را بیاورند. بنابراین، از این طریق خواست، ایشان را آگاه کند که ناتوانند و چنانچه انس و جن، گردهم آیند تا نظیر این قرآن را بیاورند، نمی توانند همانند آن را بیاورند، هرچند برخی از ایشان پشتیبان دیگری باشند. خداوند وعده اش را محقق ساخت و ناتوانی این گروه شیوا سخن و زبان آور در مقابل مبارزه طلبی این بیان عربی منظوم به زبان ایشان و به شیوه سبک و سیاق آنان بود، ثابت و اعجاز پایدار و معجزه رسالت، استوار شد .
بنابر این دو پدیده، ارتباط محکمی با زندگی ادبی عربی داشته و در آغاز دعوت اسلامی ظاهر شدند. نخست؛ این کتاب، عربی مبین است که در صدر هر چیزی قرار می گیرد و ادب و بیان عرب تولید کرده و می کند. همچنین از آن زمان، دستور زندگی، معیار رفتار و نخستین اصل شریعت بوده است. طبیعی است که ذهن مسلمانان در مرحله اول توجه خاصی به این متن(قرآن)، داشته باشد. برای شرح کلمه ها، تفسیر آیه ها، شناسایی اسلوب، بیان مناقب و استنباط احکام و بسیاری از این جنبه ها در اصل آن چیزهایی درآید که ادبیات ما و دیگر ادبیات به نام «نقد ادب» می نامند و اگر ما با قرآن کریم مانوس باشیم، اسم دیگری را که فرهنگ عربی بر این تحقیقات نهاده است، ترجیح خواهیم داد. شاید این از جمله ابزاری باشد که دانشمندان اسلامی، آن کسانی که در صناعت ادب تالیف کرده اند وادار کند تا از لفظ «نقد» روی بگردانند، چون این لفظ بیان خوبی ها و بدی ها و صدور حکم بر متن نقد شده را در بر دارد.
دوم که با اسلام بر زندگی ادبی نقدی نزد عرب تجدید شد، اعجاز بلاغت و استواری رسالت آسمانی است؛ پدیده ای که ادبیات دیگر آن را نشناخته؛ همچنین طبیعی است که علمای عرب بدان مشغول شوند، و در بررسی آن، اذهان و استعداد خود را به کار بندند و در این تحقیق از تمام ابزارها و همه شیوه ها و فرهنگ های نو به نو، کمک گیرند. به نظر می رسد که تحقیق نقدی در اصل، در جایگاه نخست قرار دارد و به بحث سبک ها و غور در اسرار بلاغت و مقایسه میان اقسام سخن عالی می پردازد. بنابر این، از آغاز حیات اسلامی، قرآن با داشتن ویژگی متن ادبی نخستین برای این امت و دارا بودن اعجاز، در صدر قرار گرفت، چرا که ماهیتش وحی آسمانی است و اساس شریعت و قانون سامان دادن به رفتار و بهترین هدایت کننده به کارهای برتر می باشد. اگر این ویژگی ها برای کتابی فراهم آید بدیهی است که محور اهداف تفکر و تالیف در میان امت، سرچشمه بسیاری از برنامه های فرهنگی و برانگیزاننده توجه به شاخه های علمی بسیاری شود، که می تواند بر فهم این کتاب و درک اسرار آن یاری رساند.
کتاب حاضر در دو بخش کلی تنظیم شده که در هر بخش چند باب شکل گرفته و هرکدام از این باب ها به چند فصل تقسیم شده اند.
کتاب اول، بررسی های نخستین قرآنی تا پایان قرن سوم هجری را در بر می گیرد (باب اول: بررسی های قرآنی شامل کوشش های اولیه تفسیر، بررسی های لغوی اسلوب قرآنی و پژوهش های میانی سبک قرآن و باب دوم: بررسی های لغت و شعر در قرن سوم شامل تحقیقات زبان، بررسی های شعر و بیان.)
کتاب دوم، بررسی های اعجاز قرآن (دیدگاه های نو در نقد، که از سه باب تشکیل شده است. (باب اول: تحول بررسی های بیان قرآن در سده چهارم هجری و پیدایش پژوهش های اعجاز قرآن شامل پژوهش های اعجاز قرآن، تحقیقات باقلانی برای بیان قرآن و اعجاز آن، باب دوم: تحول تحقیقات نقد در سده چهارم و چگونگی تاثیرپذیری آن از قرآن شامل تحقیقات بلاغت و علوم آن، تحقیقات نقد شعر در قرن چهارم و باب سوم؛ خلاصه.)
کتاب های الموازنة، من اسراراللغة، الشعر والفنون الجملیة، الاضداد، التسهیل فی علوم التنزیل، وفیات الاعیان، العمدة فی الشعر، ادب الکاتب، عیون الاخبار، تاویل مختلف الحدیث، المیسر والقداح، مشکل القرآن، البدیع، القرطین، الفهرست، النوادر، مجازالقرآن، فجرالاسلام، ضحی الاسلام، معانی الشعر، فن القول، تاریخ بغداد، الفرق بین الفرق، اعجازالقرآن، مجالس ثعلب، البیان والتبیین، الحیوان، البخلاء، دلائل الاعجاز، دراسات فی علم النفس الادبی، کشف الظنون، بیان اعجازالقرآن، تذکرة الحفاظ، الامالی، الملل والنحل، اسرارالتنزیل، مفتاح السعادة، معانی القرآن، المأثور، المطر، و چند کتاب لاتین از منابع مورد استناد نویسنده در تدوین کتاب حاضرند.
در انتهای این اثر، نمایه ای از آیات و اعلام نیز درج شده است.
این اثر را می توانید از کتابفروشی ادیب فقه جواهری تهیه نماید:
@ketabeadib
معجم الأدباء
یاقوت در مقدمه کتاب خود «معجم الادباء» را گاه ارشاد الاریب فی معرفة الادیب نامیده ولی در مواضع دیگر نامهای مختلفی به آن داده است. چون اخبار الادباء، کتاب الادباء، معجم الادباء و نیز اخبار النحویین.
معرفی کتاب
وی در کتاب خود از نحویان و لغت شناسان و نسب شناسان و اخباریان و مورخان و وراقان معروف و کاتبان مشهور و صاحبان رسایل مدون و خطاطان حکایت کرده و کوشیده است تاریخ ولادت و وفات و آثار هر یک از آنها را ذکر کند و نیز نسب آنان را تا جایی که برایش ممکن بوده بر شمارد و نیز شماری از شعرهایشان را بیاورد ولی با هدف ایجاز مطلب، اسانید روایات را حذف کرد، ولی منابع هر روایت را آورده است. شرح حال برخی را به تفصیل آورده چون شرح حال صاحب بن عباد و ابو حیان توحیدی و محمد بن جریر طبری و...
یاقوت عنوانها را به ترتیب حروف هجا آورد، هر چند این ترتیب به دقت رعایت نشده است، زیرا گاهی شرح حال شاعران را نیز در زمره شرح حال ادیبان آورده است. یاقوت از سن بیست سالگی نگارش معجم الادباء را آغاز کرده است. برخی عناوین این کتاب مفقود شدهاند.
تعداد منابعی که یاقوت از آنها در تالیف این اثر بهره برده نزدیک به ۲۵۰ منبع است ولی البته همه منابع نیست. وی از معاصران خود فراوان سخن پرسیده یا از آثار آنان سود برده است.
منابع مهم او عبارتند از: فهرست ابن ندیم، تیمیة الدهر ثعالبی، تاریخ بغداد خطیب، تاریخ دمشق ابن عساکر، تاریخ نیشابور حاکم، معجم الشعراء مرزبانی، نشوار المحاضرة تنوخی، طبقات النحویین زبیدی، و کتابهایی چون تاریخ اصفهان و تاریخ بیهق و تاریخ خوارزم و غیره. گاه نیز از مؤلفی نام میبرد ولی از کتاب او نامی نمیبرد.
نقایص
← ایراد اول
از جمله نقایص کتاب میتوان به عدم رعایت ترتیب الفبایی در ذکر اسامی اشاره کرد. کتاب از این جهت دارای اضطراب است به ویژه در حرف الف. [۱]
← ایراد دوم
نقیصه دیگر شرح حال بعضی از شاعران است که هیچ گونه تصنیفی از آنان در اختیار ما نیست چرا که این دسته از شاعران در زمانی میزیستهاند که تالیف در آن شایع نبوده است مثل صدر اسلام و عصر بنی امیه. افرادی چون ابو ذؤیب هذلی، ابو زبید طائی، یزید بن مفرغ، ابن طثریه، ابن میادة، شبیب بن برصاء و غیره. همانند این اشخاص نباید نامشان در معجمی که ویژه ادبا است ذکر میشد. [۲]
← ایراد سوم
در آخر هر حرف، فصلی را به یاد کرد افرادی که به لقب و نسب و کنیه مشهورند اختصاص میدهد، بدون اینکه به شرح حال آنان بپردازد بدین هدف که در جای خاص خودش شرح حال فرد را ذکر کند، اما در کتابی که به ما رسید، از این شرح حال اثری نیست.
نسخه شناسی
معجم الادباء را نخستین بار خاور شناس بزرگ انگلیسی د. س. مار گلیوت، چاپ کرد. او یک نسخه از کتاب را که در کتابخانه بریل یافته بود اساس کار خود قرار داد. این نسخه پر از غلط و خطا بود. او به ناچار برای تصحیح آن از کتابهایی که از یاقوت نقل کرده بودند چون الوافی بالوفیات صفدی، فوات الوفیات کتبی، روضات الجنات خوانساری و نیز کتابهایی که یاقوت از آنها نقل کرده بود استفاده نمود. چاپ مارگلیوت هفت جلد است و در قاهره به سال ۱۹۰۷ م به طبع رسیده است.
سپس ابراهیم یازجی نیمی از کتاب را تصحیح کرد که در سال ۱۹۰۶ مرگش در رسید. نصف باقی را نسطاس حمصی تصحیح کرد. همین ناشر چاپ دوم کتاب خود را آغاز کرد. این چاپ در سالهای ۱۹۲۵ و ۱۹۲۷ م در قاهره صورت گرفت و ۱۰۴۱ شرح حال را در برداشت.
بار سوم کتاب معجم الادباء در زمره مطبوعات دار المامون، به همت احمد فرید رفاعی، در بیست جزء و ده مجلد منتشر شد. آخرین چاپ کتاب به اهتمام و تصحیح دکتر احسان عباس در هفت مجلد (شش جلد متن کتاب و جلد هفتم شامل یک مؤخره مفصل در شرح حال یاقوت و آثار او) توسط انتشارات دار الغرب الاسلامی، بیروت به سال ۱۹۹۳ م به طبع رسیده است.
منابع
(۱) - ترجمه معجم الادباء، عبد المحمد آیتی، نیمه نخست، سخنی از مترجم، انتشارات سروش. چاپ اول، سال ۱۳۸۱.
(۲) - مقدمه دکتر احسان عباس، ج۷ معجم الادباء.
۱. ↑ معجم الأدباء، یاقوت حموی، ج۲، ص۴۸۳ به بعد.
۲. ↑ معجم الأدباء، یاقوت حموی، ج۷، ص۲۹۲۱.
منبع نرم افزار تراث، مرکز تحقیقات کامپیوتری علوم اسلامی.
یاقوت در مقدمه کتاب خود «معجم الادباء» را گاه ارشاد الاریب فی معرفة الادیب نامیده ولی در مواضع دیگر نامهای مختلفی به آن داده است. چون اخبار الادباء، کتاب الادباء، معجم الادباء و نیز اخبار النحویین.
معرفی کتاب
وی در کتاب خود از نحویان و لغت شناسان و نسب شناسان و اخباریان و مورخان و وراقان معروف و کاتبان مشهور و صاحبان رسایل مدون و خطاطان حکایت کرده و کوشیده است تاریخ ولادت و وفات و آثار هر یک از آنها را ذکر کند و نیز نسب آنان را تا جایی که برایش ممکن بوده بر شمارد و نیز شماری از شعرهایشان را بیاورد ولی با هدف ایجاز مطلب، اسانید روایات را حذف کرد، ولی منابع هر روایت را آورده است. شرح حال برخی را به تفصیل آورده چون شرح حال صاحب بن عباد و ابو حیان توحیدی و محمد بن جریر طبری و...
یاقوت عنوانها را به ترتیب حروف هجا آورد، هر چند این ترتیب به دقت رعایت نشده است، زیرا گاهی شرح حال شاعران را نیز در زمره شرح حال ادیبان آورده است. یاقوت از سن بیست سالگی نگارش معجم الادباء را آغاز کرده است. برخی عناوین این کتاب مفقود شدهاند.
تعداد منابعی که یاقوت از آنها در تالیف این اثر بهره برده نزدیک به ۲۵۰ منبع است ولی البته همه منابع نیست. وی از معاصران خود فراوان سخن پرسیده یا از آثار آنان سود برده است.
منابع مهم او عبارتند از: فهرست ابن ندیم، تیمیة الدهر ثعالبی، تاریخ بغداد خطیب، تاریخ دمشق ابن عساکر، تاریخ نیشابور حاکم، معجم الشعراء مرزبانی، نشوار المحاضرة تنوخی، طبقات النحویین زبیدی، و کتابهایی چون تاریخ اصفهان و تاریخ بیهق و تاریخ خوارزم و غیره. گاه نیز از مؤلفی نام میبرد ولی از کتاب او نامی نمیبرد.
نقایص
← ایراد اول
از جمله نقایص کتاب میتوان به عدم رعایت ترتیب الفبایی در ذکر اسامی اشاره کرد. کتاب از این جهت دارای اضطراب است به ویژه در حرف الف. [۱]
← ایراد دوم
نقیصه دیگر شرح حال بعضی از شاعران است که هیچ گونه تصنیفی از آنان در اختیار ما نیست چرا که این دسته از شاعران در زمانی میزیستهاند که تالیف در آن شایع نبوده است مثل صدر اسلام و عصر بنی امیه. افرادی چون ابو ذؤیب هذلی، ابو زبید طائی، یزید بن مفرغ، ابن طثریه، ابن میادة، شبیب بن برصاء و غیره. همانند این اشخاص نباید نامشان در معجمی که ویژه ادبا است ذکر میشد. [۲]
← ایراد سوم
در آخر هر حرف، فصلی را به یاد کرد افرادی که به لقب و نسب و کنیه مشهورند اختصاص میدهد، بدون اینکه به شرح حال آنان بپردازد بدین هدف که در جای خاص خودش شرح حال فرد را ذکر کند، اما در کتابی که به ما رسید، از این شرح حال اثری نیست.
نسخه شناسی
معجم الادباء را نخستین بار خاور شناس بزرگ انگلیسی د. س. مار گلیوت، چاپ کرد. او یک نسخه از کتاب را که در کتابخانه بریل یافته بود اساس کار خود قرار داد. این نسخه پر از غلط و خطا بود. او به ناچار برای تصحیح آن از کتابهایی که از یاقوت نقل کرده بودند چون الوافی بالوفیات صفدی، فوات الوفیات کتبی، روضات الجنات خوانساری و نیز کتابهایی که یاقوت از آنها نقل کرده بود استفاده نمود. چاپ مارگلیوت هفت جلد است و در قاهره به سال ۱۹۰۷ م به طبع رسیده است.
سپس ابراهیم یازجی نیمی از کتاب را تصحیح کرد که در سال ۱۹۰۶ مرگش در رسید. نصف باقی را نسطاس حمصی تصحیح کرد. همین ناشر چاپ دوم کتاب خود را آغاز کرد. این چاپ در سالهای ۱۹۲۵ و ۱۹۲۷ م در قاهره صورت گرفت و ۱۰۴۱ شرح حال را در برداشت.
بار سوم کتاب معجم الادباء در زمره مطبوعات دار المامون، به همت احمد فرید رفاعی، در بیست جزء و ده مجلد منتشر شد. آخرین چاپ کتاب به اهتمام و تصحیح دکتر احسان عباس در هفت مجلد (شش جلد متن کتاب و جلد هفتم شامل یک مؤخره مفصل در شرح حال یاقوت و آثار او) توسط انتشارات دار الغرب الاسلامی، بیروت به سال ۱۹۹۳ م به طبع رسیده است.
منابع
(۱) - ترجمه معجم الادباء، عبد المحمد آیتی، نیمه نخست، سخنی از مترجم، انتشارات سروش. چاپ اول، سال ۱۳۸۱.
(۲) - مقدمه دکتر احسان عباس، ج۷ معجم الادباء.
۱. ↑ معجم الأدباء، یاقوت حموی، ج۲، ص۴۸۳ به بعد.
۲. ↑ معجم الأدباء، یاقوت حموی، ج۷، ص۲۹۲۱.
منبع نرم افزار تراث، مرکز تحقیقات کامپیوتری علوم اسلامی.
نگاهی به کتاب «درآمدی بر دانش لغت عربی» خبرگزاری رسا ـ کتاب «درآمدی بر دانش لغت عربی» از سوی مرکز بین المللی ترجمه و نشر المصطفی صلی الله علیه و آله و سلم منتشر شده است.
به گزارش خبرگزاری رسا، کتاب «درآمدی بر دانش لغت عربی» به قلم استاد محمدحسن ربانی بیرجندی، عضو هیأت علمی اداره کل آموزش دفتر تبلیغات اسلامی خراسان رضوی منتشر شده است.
این کتاب به بیان شناسی منهج های لغت نویسی و معجم نگاری پرداخته شده و خواننده را ـ در حد توان ـ با کتاب های لغت و ویژگی های آنها آشنا کرده است؛ زیرا کتاب های لغت به شیوه های گوناگون تألیف شده و هر مؤلفی در سبک خاصی وارد این میدان شده است.
در بخشی از پیش گفتار این کتاب آمده است: آنچه در این نوشتار پیگیری می شود، آشنایی با سیر تطور کتابهای لغت، منهج ها و شیوه نگارش آنها، اصطلاحات درون لغوی، نقائص برخی کتابهای لغت و برخی بحث های دیگر که با عث می شود تا خواننده را در فضای ورود به فرهنگ نامه های لغت یاری کند.
این کتاب شامل 9 فصل «متن اللغه»، «لغت دانان مشهور»، «اصطلاحات لغویان»، «تطبیقاتی از کتابهای لغت»، «پدیده اضداد و مترادفات»، «شیوه های تدوین کتاب های لغت»، «روش نقد استدراکی»، «معجم برجسته الطراز» و «نصوص غریب القرآن» است.
کتاب «درآمدی بر دانش لغت عربی» در 522 صفحه در قطع وزیری به قیمت 7هزار و 500 تومان از سوی مرکز بین المللی ترجمه و نشر المصطفی صلی الله علیه و آله و سلم منتشر شده است./998/د102/ق
منبع: مرکز بین المللی ترجمه و نشر المصطفی صلی الله علیه و آله و سلم